مىكنيم و امامت نزد ما از فروع است و حديث طير اگر متواتر نباشد خبر واحد البته هست چون است عمل به آن نمىكنيم . و شارح اصفهانى « 1 » در بيان متن : « و خرق كتاب فاطمه - عليها السّلام - گفته : « و رواية الواحد العدل يفيد ظنّ صدقه ، و العمل بالظنّ واجب فى الاحكام الشّرعيّة » . و اين نقل انس را مغازلى در كتاب مناقب از ابن حنبل روايت نموده . و نفرين حضرت و كوفت برص او را موافق و مخالف به طريق مستفيضه در مسودّها سفيد نموده ايراد فرمودهاند .
و جواب اعتراض ثانى : آن است كه ظاهر لفظ « احبّ » جميع خلق بعد از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در جميع ازمنه و احوال بر جميع انبيا و اوصيا است ، و گفتهاند در جواب كه اين خرق اجماع مركّب است از جهت آن كه هيچ يك از امّت به اين قائل نشدهاند كه وقتى افضل و وقتى مفضول « 2 » باشد آن حضرت - عليه السّلام - و از اين [ ب - 324 ] جمله است حديث منزلت كه : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى » « 3 » به نحوى كه گذشت و هارون بهتر اهل « 4 » زمانش بود نزد موسى ، پس همچنين خواهد بود آن حضرت - عليه السّلام - نزد رسول - صلّى اللّه عليه و آله - .
و از آن جمله حديث غدير است ، و آن قول آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - است كه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » « 5 » ، و « ادر
هامش
( 1 ) . نسخهها : صفهانى
( 2 ) . م : - مفضول
( 3 ) . مصادر آن گذشت .
( 4 ) . م : از
( 5 ) . مصادر آن گذشت .