و نيز از مطاعن او اين است « 1 » كه تصديق ازواج نبى - صلّى اللّه عليه و آله - نمود در ادّعاى آن كه حجره از ايشان است و نگردانيد صدقه آن حجرهها را كه از حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - مانده بود .
و روايت كردهاند از فضال بن حسن كه روزى گذشت بر مجلسى كه ابو حنيفه با جماعت بسيار از شاگردان نشسته بود ، و مشغول افاده بود ، او با رفيق خود گفت : و اللّه تا ابو حنيفه را خجل و ملزم نكنم از اين موضع نروم ، پس به نزديك رفت و بر ايشان سلام كرد و گفت : اى ابو حنيفه من برادرى دارم مىگويد : بهترين مردم بعد از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - است « 2 » [ ب - 301 ] و من مىگويم ابا بكر است و بعد از او / * الف / 225 / عمر ، جهت حجّت من دليلى بگو كه بر او حجّت كنم !
ابو حنيفه ساعتى سر به زير افكند پس سر برداشت و گفت : بس است از براى ايشان كرامت و فخر ايشان آن كه ايشان همخوابهء آن حضرتند در قبر ، كدام حجّت از اين واضحتر مىباشد .
فضّال گفت : من گفتم اين را ، در جواب من گفت : كه اگر آن موضع از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بود پس ايشان ظلما در آن موضع مدفون شدهاند ، و اگر از ايشان بود و به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بخشيده بودند بد كردند كه رجوع كردند از بخشيدهء خود و عهد را شكستند .
هامش
( 1 ) . شارح علامه عبارت خواجه را از مطاعن ديگر دانسته ، حال آن كه اين بيان تكمله دليل و نشانگر تناقض گويى و كجانديشى خليفهء اوّل مىباشد .
( 2 ) . نسخهها : است عليه السّلام