حقّ - تعالى - پس نبوّت در اصل مثل ابوّت است كه اصلش « ابو » بوده ، و او متحرّك ما قبل مفتوح قلب الف شده در ابا ، و در مصدر آن نحو فتوّت از فتى قلب و ادغام شده به سبب دو واو ، يكى آن كه در مصدر ملحق مىشود ، و يكى ديگر واو اصلى ؛ پس در اينها دو واو جمع مىشود ، و چون مدغم مىگردد و نبوّت و ابوّت و فتوّت مىشود . و اگر از « نبأ » كه مهموز است باشد كه به معنى خبر است به مناسبت آن كه خبر از جانب خداى - تعالى - مىدهد پس قلب همزه « 1 » به واو شده ، بعد از آن ادغام شده مثل مروّت .
و در مغرب اللّغة مطرّزى گفته كه : « المراة مؤنّث المرء و هو الرّجل ، و المروّة كمال الرّجوليّة ، و منها تجافوا عن عقوبة ذى المروّة » « 2 » . و معلوم است كه نبأ بنا بر اين در اصل مهموز بوده بعد از دخول واو مصدرى همزه قلب به واو و ادغام شده .
و در صراح اللّغة واقع است : « نبوّ و نباوه بر آمدن و بلند شدن و زمين بلند ، نبى : پيغمبر ، [ و ] ساغ ان يكون مأخوذا منه و اصله غير مهموز و هو فعيل بمعنى مفعول » « 3 » .
و در قاموس / * ب / 204 / اللغة در باب همزه و فصل نون واقع است : [ ب - 276 ] « النبأ محرّكة : الخبر . و النّبى المخبر عن اللّه - تعالى - و ترك الهمزة المختار ، و الاسم النّبوّة و نبأ ، كمنع ، نبئا و نبوءا ارتفع و [ - ] عليهم طلع و من [ - ] أرض الى أرض خرج . و قول الاعرابى : يا نبىّ اللّه ، بالهمزة ، أى الخارج من مكة الى مدينة . و النّبى الطّريق الواضح » .
هامش
( 1 ) . كذا
( 2 ) . المغرب ، ج
( 3 ) . صراح اللغة / 378