تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

فصل سوم تقسيم حاصر يا حصر تقسيم علم

گمان نمىرود كه پس از اين همه توضيحاتى كه پيرامون مسألهء علم با روش پژوهشگرانه ارائه داديم ديگر جاى ابهامى باقى مانده باشد تا بتواند در نظريهء ما پيرامون تصور و تصديق خدشه‌اى وارد آورد . نظريهء ما اين بود كه علم ارتسامى با تمام اقسامى كه دارد از مرز تصور بيرون نيست و همه‌جا اين علم به معنى تصور مىباشد ؛ منتها تصور در بعضى از اقسام خود با امتياز مخصوصى به‌صورت تصديق مشخص مىگردد ( و در برخى ديگر از اقسام چون از اين امتياز برخوردار نيست عنوان ديگرى جز تصور به‌خود نمىپذيرد ) . اكنون به‌دنبالهء همين بخش عمومى علم سخن را گسترش مىدهيم و مىگوئيم در جائىكه تصور عنوان تصديق را به‌خود مىگيرد باز هم اعتبارات مختلفى بر آن وارد مىشود ، كه بخش‌هاى فرعى و زيرين علم را به‌وجود مىآورد و بايد متوجه بود كه تفاوت ميان آنها چيست . تصديق به‌لحاظ آنكه خود يك حصول و پديدهء ذهنى است و نيز به اعتبار آنكه تصديق يك حصول و واقعيت عينى است كه در ذهن تحقق يافته است « 1 »
هامش
( 1 ) اساسا پديدهء « علم » چه تصور و چه تصديق ، از آن جهت كه يك واقعيت عينى است كه در ظرف هستى ذهن درك‌كننده تحقق خارجى و عينيت مىيابد موضوع بحث‌هاى انتولوجيك) cigolotnO (قرار مىگيرد . و در اين سيستم بحثى است كه ما از رابطهء هستى علم با ماهيت آن بحث مىكنيم و ماهيت « كيف نفسانى » را براى وجود بسيط و محمولى آن با حمل شايع صناعى بالذات ثابت مىكنيم . معماى وجود ذهنى هم كه ، چگونه ممكن است مقولهء جوهر و مقولات ديگر كه در ذهن مورد شناسائى و علم واقع مىگردند در تحت مقولهء كيف نفسانى علم قرار گيرند ، از همين نقطه نظر داخل در مباحث انتولوجيك علم -