تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
به حسب حقيقت مستلزم علم است ميان عالم و آن صورت واقع است ، به خلاف معلوم به علم حضورى كه معلوم بالذّات نفس امر عينى است و علاقهء وجوديّه ميان آن عين و ميان عالم متحقّق است . پس از دو صنف علم علم حضورى اتمّ است ، بلكه فى الحقيقه علم همان است و بس . و كسى كه گفته است كه علم به غير منحصر است در ارتسام صورت غير خطا كرده است و قسم اتمّ از علم را انكار نموده است . اين قدر هست كه آن علمى كه معلوم در آن كلّى و مشترك در ميان كثيرين باشد منحصر است در صورت ذهنيّه ، و اين علم است كه منقسم مىگردد به تصوّر و تصديق كاسبه و مكتسبه . پس در صورتى كه علاقهء وجوديّه كه مستلزم عالميّت و معلوميّت باشد در ميان ذات مستقلّة الوجود مجرّده و صورت مرتسمه در آن متحقّق گردد ، تحقّق آن در ميان آن ذات و صورت صادرهء از آن اولى خواهد بود ، زيرا كه نسبت قابل به مقبول به امكان است و نسبت فاعل به مفعول به وجوب . و اين علاقه اوكد از آن علاقه است ، چنان كه شارح اشارات تحقيق نموده است ، و ايرادى كه بعضى بر او كرده‌اند تعسّف است . چهارم : بعد از آنكه محقّق گرديد كه وجود فى نفسه معقول از آن حيثيّت كه معقول است با وجودش براى عاقل و معقوليّتش يك چيز است بدون هيچ اختلافى ، و همچنين وجود فى نفسه محسوس با وجودش براى حاسّ و محسوسيّتش شىء واحد است بىهيچ تفاوت ، ظاهر مىگردد كه هر چه وجودش براى غير باشد معقول ذاتش نمىتواند بود مثل صور جماديّه ، و محسوس ذاتش نيز نمىتواند بود مثل بصر و لمس و ساير مدارك حسيّه . و از اين جهت اينها احساس ذوات خود نمىتوانند نمود . و اگر فرض كنيم كه معقولى به ذات خود قائم باشد همان وجودش براى ذاتش نفس معقوليّت ذاتش خواهد بود و عقل و عاقل و معقول خواهد گرديد . و همچنين اگر محسوسى را مجرّد از مواد فرض كنيم همان وجودش براى ذاتش نفس محسوسيّت ذاتش خواهد بود و حسّ و حاسّ و محسوس خواهد گرديد ، چنان كه حكما به آن تصريح نموده‌اند . و به اين مندفع مىگردد آنچه بعضى گفته‌اند كه : « اگر حقيقت علم عين حصول باشد بايد كه هر جمادى عالم باشد ، زيرا كه ماهيّت هر جمادى براى خودش حاصل است و