تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
پس اينها وسايطاند ، و واهب غير از اينهاست . پس مراتب نفس منحصر است در نفس كمال كه عقل مطلق است و در استعداد قريب‌اش كه عقل بالفعل است و استعداد متوسّطش كه عقل بالملكه است و استعداد بعيدش كه عقل هيولانى است . و اگر كسى گويد كه مشاهدهء نظريّات مرّة بعد اخرى مقدّم است بر مخزون گرديدن آنها ، پس چگونه عقل بالفعل [ 419 ] استعداد است براى [ عقل ] مستفاد با آنكه از او متأخّر است . مىگوييم كه آن استعداد است براى استحضار و استرجاع كمال بعد از غيبت ، و به اين اعتبار عقل بالفعل مقدّم است بر او ، نه براى استحصال آن در ابتدا ، مانند دو استعداد ديگر . و از اين جهت گفته‌اند كه عقل مستفاد مقدّم است در حدوث بر عقل بالفعل و مؤخّر است از او در بقاء . و نظر به اين دو جهت تقديم هر يك از اين در ذكر بر ديگرى جايز است . و ببايد دانست كه اين مراتب [ را ] قياس به هر نظرى ، جداگانه اعتبار مىتوان كرد . و مىتواند شد كه نفس قياس به بعضى نظريّات در مرتبهء عقل هيولانى باشد ، و قياس به بعضى ديگر در مرتبهء عقل بالملكه ، و قياس به بعضى ديگر در مرتبهء عقل بالفعل ، و قياس به بعضى ديگر در مرتبهء عقل مستفاد . و اگر عقل بالملكه كه شأنش انتقال از بديهيّات است به نظريّات ، در غايت قوّهء اتّصال به عالم عقل باشد ، به نحوى كه در اندك وقتى تمام نظريّات به طريق حدس بدون حركات فكريّه او را حاصل گردد ، به قوّهء قدسيّه موسوم مىگردد ، به اعتبار آنكه از لوث عوايق جسميّه و كثافت علايق طبيعيّه مقدّس و مبرّاست . و استبعادى در وجود چنين نفسى نيست ، زيرا كه نفوس در حدس مختلف‌اند : و بعضى از ايشان در بلادت و غباوت در مرتبه‌اى مىباشند كه اصلا حدس براى ايشان نيست ، و بعضى در حدس بر بعضى ديگر زيادتى دارند ، هم در كم و هم در كيف ، و حدّى براى آن نمىباشد كه از آن تجاوز نكند . پس مىتواند شد كه كسى كه اكثر معقولات در زمان اندك به حدس ادراك نمايد بدون توسّط معلّم بشرى ، مانند انبيا ، عليهم السلام .

و براى قوّهء عمليّه نيز چهار مرتبه است :

اوّل تهذيب ظاهر به استعمال نواميس الهيّه از قيام و صيام و غيرهما - دوم تهذيب