و اين مرتبه مسمّى است به عقل هيولانى ، زيرا كه شبيه است به هيولاى اولى كه في نفسها از كافّهء صور خالى است ، و اين مرتبه مثل قوّهء طفل است بر كتابت ، و اين مرتبه اضعف مراتب و اوّل آنهاست .
و مرتبهء دوم : آن است كه معقولات بديهيّه از تصوّرات و تصديقات براى او حاصل باشد ، به استعمال حواس در جزئيّات ، و آگاهى بر آنچه در ميان آنها هست از مشاركات و مباينات تا آنكه مستعد گردد كه صور كلّيّه و احكام از مبدأ بر او فايض شود . و از بديهيّات به نظريّات به فكر و حدس منتقل گردد . و اين را عقل بالملكه مىگويند ، به جهت آنكه استعداد انتقال به نظريّات در اين مرتبه راسخ است ، [ 418 ] .
و مرتبهء سوم : آن است كه معقولات نظريّه براى او حاصل باشد به جهت تكرار اكتساب و ملكهء استحضار ، به نحوى كه هر وقت كه خواهد آنها را حاضر سازد تواند بدون تجشّم كسب جديد ، لكن بالفعل آنها را مشاهده ننمايند ، بلكه در نزد آن مخزون باشند . و اين مرتبه را عقل بالفعل مىگويند ، يا به جهت آنكه قدرت استحضار براى نفس در اين مرتبه بالفعل است و يا به جهت مسبوقيّت اين مرتبه به حصول نظريّات .
و مرتبهء چهارم : آن است كه معقولات مكتسبه را مشاهده نمايد . و اين است عقل مطلق كه مستخدم مراتب مذكوره است . و آن را عقل مستفاد مىگويند .
و فاضل شارح در وجه تسميهء آن مىگويد كه به جهت آنكه مستفاد از عقل فعّال است كه مسمّى است به روح القدس در لسان شرع ، و اوست معلّم شديد القوى و مؤيّد انبياء به القاء وحى به آنها ، عليه و عليهم صلوات اللّه . و اوست كه چون ما به او متّصل گرديديم ما را تأييد مىنمايد و ايمان و علوم حقّه در دلهاى ما ثبت مىكند ، و چون از او اعراض نموده با امور دنيا مشغول شديم آن نقوش از نفوس محو مىگردد . و نفوس به منزلهء مرآت است كه چون در مقابل او باشد قبول نقوش مىكند و چون معرض از آن باشد بىنقش مىماند .
و بالجمله نفس به حسب استعدادات و افكار مستعدّ اتّصال به او و قبول از او مىگردد . و مقدّمات موجد نتيجه نيستند ، چنان كه جمعى پنداشتهاند ، زيرا كه آنها اعراضاند و عرض موجد چيزى نمىتواند بود . و بسا شخص انسانى كه مقدّمات عارض او مىگردد و افادهء علم براى او نمىكند ، و همان مقدّمات براى [ انسانى ] ديگر علم يقينى را افاده مىكند .
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: احمد بن محمد حسينى اردكانى
ص٤٧٢