ديگر ماهيست در بحر هند مشهور بسنك كسره اگر از رطوبت آن بر لوح يا كاغذ چيزى برنگارند و آن را در نظر آورند روز چيزى معلوم و مفهوم نشود و شب آنچه بر آن نوشتهاند خوانده شود .
ديگر در بحر ماهىايست پرخروش و سر او مانند سر خرگوش باشد
ايضا نوعى ديگر ماهى مىباشد كه فلس بر تن او نباشد و در بحر عين مسكن دارد لحمش مانند لحم گوسفند بسرخى و سفيدى زند و او را بذائقه خورند رويش بمثال روى خوك و فرجش مانند فرج زن در ميان هر دو پايش باشد .
ديگر نوعيست ماهى بال نام درازيش پانصد ذرع زيادتر ماهى پرفساد و نيرنگ و مقامش دايم در بحر فرنگ است حق تعالى ماهى ديگر را كه زياده از يكذرع نباشد بر او مسلط گردانيده و گوشت بال را بدندان بگيرد و در وقت از دندان رها كند بميرد .
ديگر نوعيست از ماهى غريق رهان نام دارد و او را در بحر مصر مقام باشد و بال دلپذير دارد درياورزان را دستگير باشد چون كشتى بغرقاب رسد پرها گشوده مانع عبور گردد و احيانا كشتى را آفت رسد غريقان را بر پشت جا داده غريقان در دمش دست استوار سازند و خود را بياورى او بكنار رسانند .
ايضا نوعى از ماهى در رنگ سياه بنمد كلاه ماند چون صياد او را بگيرد خون سياه از او بيرون شود هرچه بدان رنگ نمايند رنگش تغيير نكند و بپاى خويش نزد صياد آيد .
ديگر ماهىايست كه تا دو روز زنده مىباشد و در وقت ذبحش اگر سر ديگ را محكم ننمايند ديگ پر آتش شود و اثرى از آن ماهى معلوم نشود .
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص٧١