جمالش متاع صبر نظارگيان غارت ميشد با موهاى دراز به صد عشوه و ناز چون ماهى بمرد زن جان سپرد .
ديگر در عجايب الغرايب مسطور است كه نوعيست از ماهى مشهور بسقنقور چون آدمى او را صيد كند در حال بر دهانش زند اگر آدم زخمكار را بشويد از آب دهان هرگز به او زيان نرسد ماهى در حال بميرد و اگر گزندگى شدت نمايد كارش بتباهى گرايد از آن نيش جان نبرد و بملك عدم روانه گردد .
ايضا ماهيست بنقطا مشهور كه دو بال بر پشت اوست دراز و سخت ماهى مذكور هرگاه در تك دريا نفس زند آب مانند فواره بلند مىشود و ديدار آن ماهى آفت كشتىنشينانست همين كه علامت آن ظاهر مىشود اهل كشتى دهل و سنج و گوركه و سفيد مهره و بوق و كوس بنوازش
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص٦٩