بهم نرسيده و كسى درنيافته كيفيت آن را كما هى .
آب دريا سالها در ظرف بماند لون و ذائقه نگرداند از كمال خوبى با جميع امزجه سازگار و مصدر فوايد بيشمار صحيح مزاج را صحت نفس افزايد و بيمار را ازالهء علت نمايد معده را صفا بخشد و آتش اشتها را ذكا و قوت باه را اعانت دهد و روى زرد را سرخ گرداند و درياى بىمنتهاى گنگ هرگاه ( مشترى با سدايد متصل كاشى كو همچو ) از دريا برآيد تا يك ماه بيايد مردم از مشاهدهء آن شادمان شوند و فراوان پرستش ايزدى بجاى آرند .
در عجايب مخلوقات مسطور است
هركه از بحر ارس بگذرد و نيمه تن اسفل او در آب باشد بر پشت هر زن عسر الولادت كه پاى خود را بگذارد در حال بار نهد و از آن درد برآيد خاصيت اين چنانست و كار مشكل را آسان مىكند .
ايضا در بحر فارس گردابيست طويل كه طولش تخمينا سه ميل باشد و هر كشتى كه در آن آب درآيد به هيچ تدبير از آن ورطه برنيايد .
گويند جهازى بزرگ در آن گرداب بند شد و چند روز در گردش بماند چون اهل كشتى نااميد شدند و زاد ايشان كمى پذيرفت ماهى بزرگ از دريا ظهور نمود يك كس از كشتىنشينان را درربود هر روز به عادت معهود از دريا سر برآورد و يك كس را از فرقه به زور ميبرد .
و در آنجماعت مردى خردمند بود براى رهائى با آنها مشورت كرد گفت ما را از اينمقام اميد رهائى نيست و سواى آنچنان دشمنى قوى بهم رسيده هر روز يك كس را ميربايد و طعمهء خود ميسازد و يقين ميدانم همه را خواهد خورد و كسى از دستش جان بدر نخواهد برد .
من در اينباب فكرى انديشيدهام و درى از بحر انديشه بيرون