آن غلبه كند ماده نر را سخت دربر گيرد كه از كشتن هم جدا نشود .
در اشارات شيخ آذرى مسطور است
كه در مصر گرگى است بر سر دو شاخ دارد جانوران را بيازارد چون حيوانات او را ببينند راه گريز پيش گرفته بروند .
ايضا حيوانيست بنام سران در حدود زابلستان دهانى دارد فراخ و دوازده سوراخ دارد چون نفس از دهانش برآيد صوت آن مردمان را در گوش رسد دانشوران مرتار را از آن وضع كردهاند هرگاه خواهد صيد بكند نفس زند جانوران از استماع آن بى خود شوند يكى را صيد كرده بخورد چون از اكل فارغ شود آواز هولناك كشد از شنيدن آن از همهء جانوران فرياد برآيد .
ايضا حيوانيست در اقصاى روم به شاهوار موسوم بر سر او شاخيست چهل و دو سوراخ دارد مجوفست و خوشرنگ كه از آن هزاران شعبه بسان سازهاى خوشآواز برمىخيزد چون جانوران آوازش را استماع نمايند همه بنشينند و گوش بر آواز او دارند در گرداگردش جمع شوند و از آن آواز آنها را ذوق تمام حاصل شود و مردم براى تحفگى آنشاخ را نزد پادشاهان برند و چون آن شاخ را معكوس دارند باعث رقت قلوب حاضران شود .
در عجائب المخلوقات آورده
كه نوعيست از حيوان در جزيره چين كه دو سر دارد و يك تن و هشت پا و دست دارد صورتش بينندگان را حيرت افزايد و آوازش بسان مرغان هرگاه برود به چهار دست و پا برود چون برگردد به چهار دست و