تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
سر گوسفند از آن ظاهر شده دهن را بچيدن سبزه‌هاى نو كاشته گشايد و از خوردن آن در اعضايش قوت افزايد چون دست و پايش درست شود از انبان برجسته رو بصحرا نهد گويند به بره نوزاد و گوسفند ماند و سواى دم همهء اعضايش باشد . ايضا در مضافات شهر مداين گياهيست پركاله پركاله چون سبز شود بسوزند و خاكستر آن را در ديگ نموده آتش برافروزند پس از جوش بسيار آن خاكستر نمك خوشگوار شود .

در عجائب المخلوقات مينويسد

كه در ارژن گياهيست به شكل انسان با زلفهاى بزرگتر از گيسوى خوبان در خاصيت چون زهر قاتل جانگداز و بناى حيات را ويران ساز ايضا گياهيست در زمين هندوستان بيش نام نيمدرم از آن زهر قاتليست گويند پادشاهان آنديار كنيزك بچگان گلرخسار را به آن گياه پرورش دهند در ابتدا برگ چند از آنگياه در پيش آنها نهند و چند مدت بدينحال بگذرانند بعد از آن برگها را در جامهء خواب ايشان گذارند و بعد از آن رايحهء آن را بمشامشان رسانند و بتدريج به خوردن دهند و از جوى تا يكمثقال آرند بعد از آن كنيزك را بتحفگى نزد دشمن روان سازند هركه با كنيز جماع نمايد در حال بميرد موشيست كه اين گياه را دوست دارد و چون بخورد مست مىشود اجزاى آن همين خاصيت دارد مرده‌اش در سر كار پادشاهان مىباشد ايضا حنظل از گياهان مشهور است پشه از برگش بميرد و عقرب از دودش بميرد ايضا خربق گياهيست بارد و شكلش به كار و ميوه‌اش چون چنار