در آنجا چشمهايست روان چون ملخ در آن ديار بسيار شود مرد دانشمندى رفته از آن آب ظرفى پر كرده در عقب سر نگاه نكند و آن آب را آورده در هجوم و ازدحام ملخ نهد بقدرت كاملهء پروردگار سار بسيار جمع شود و آن ملخها را بمنقار و چنگال از آن محال بر طرف نمايند .
ايضا عبد الله آباد موضعيست در حوالى قزوين و در آنجا چشمه ايست پر از آب گرم و بشدت گرمست كه هرگاه تخممرغ در آنجا گذارند در حال پخته شود و هر مريض در آن آب درآيد از علت خلاص شود .
ايضا در شهر دامغان چشمهايست كه هرگاه خرقه به خون حيض آلوده در آنجا اندازند در حال باد و غبار و طوفان شود و زارعين در وقت خرمن خود را پاك ميسازند و رفته خرقه به خون آلوده در آنچشمه اندازند چون باد شود كشاورزان حاصل خود را پاك سازند .
ايضا در طماج تركستان دو چشمه است يكى شيرين و يكى نمكين چون آب از چشمهها جارى شود آمده در يك حوض شوند و باز از حوض بيرون شده دو جوى شود يكى شيرين و دوم نمكين چون كسى از حوض آب خورد لب تشنگان از آن شيرين ميگردد .
ايضا در ارزنة الروم چشمهء مشهور به معين الفرات است هركه در بهار در آن چشمه غسل نمايد در آنسال بيمار نشود .
ايضا چشمهايست در همانجا كه تمام سال از آن آب ميجوشد كه دايم از آن آواز در گوش ميرسد ، كسى را در آنجا نميگذارند تردد نمايد چون مالى در آنجا رود فى الحال بميرد .
ايضا در ملاطيهء روم چشمهايست كه چون آب آن قدرى راه برود سنگ شود .
ايضا در انطاكيه چشمهايست كه هرگاه آب چشمه خشك شود
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: احمد اديب پيشاورى
ص١١٠