فرود آمده باشد و آويخته .
و اگر باريك باشد دليل بيمارى و رنجورى و كثرت بيمارى بود و اگر هر دو لب باريك بود و سست چنان كه چون بهمرسند لب بالائين بر لب زيرين افتاده باشد دليل بود بر بزرگي نفس و بلند همتى زيرا كه لب شير چنين است .
اگر لبها باريك باشد و گشاده چنان كه دندان پيش پيدا بود دليل باشد بر قوت زيرا لب گراز چنين بود .
و اگر لب سطبر باشد و لب بالائين بر لب زيرين معلق بود دليل بود بر جهل و نادانى و اين اعتبار از خر و كپى گرفتهاند .
و اگر دندانها ضعيف و باريك بود از يكديگر گشاده دليل بود بر غايت ضعف و سستى .
و اگر دندانهاى پيش دراز و قوى بود دليل بر حرص و شريرى بود و هر كه را روى به صورت خشمناكان ماند دليل بود بر قوت غضب و خشم .
اگر بر روى او گوشت بسيار بود دليل باشد بر كاهلى و نادانى و اين اعتبار از گاو گرفتهاند و نيز چون روى بسيار گوشت دارد ركهاى دماغ از اخلاط و باد هاى غليظ ممتلى بود بدين سبب روحى كه سبب حس و حركت است در آنعروق و مجارى حركت نتواند كردن لاجرم فهم و عقل ناقص شود .
و اگر بر روى گوشت اندك باشد دليل بود بر فكر و انديشه بسيار زيرا كه انديشه بسيار سبب خشگى مزاج مىشود و خشگى مزاج سبب قلت گوشت .
و اگر روى بسيار گرد باشد دليل بود بر شكستگى نفس و درويشى طبع و دنائت و اين اعتبار از بوزينه گرفتهاند .
و اگر روى سخت بزرگ باشد دليل بود بر كاهلى و اينرا از گاو و خر گرفتهاند .
و اگر روى بغايت كوچك باشد دليل بد نفسى و خسيسى و دوستى نا كردن با مردم بود و اين اعتبار از كپى گرفتهاند و چون درست شد كه بزرگى و
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٧