غضب زيرا كه پيشانى مردم چون خشم گيرد بدين صفت شود و اگر پيشانى بزرك باشد دليل بود بر كاهلى يا بر قوت غضب زيرا كه بزرگى پيشانى اگر از ماده بسيار بود از آن كاهلى لازم آيد و اگر از سبب زيادتى قوت حرارت غريزى بود اقتضاى فراخى رگها و منافذ كند و استيلاى قوت غضبى لازم آيد .
و اگر در پيشانى خطها و انجوغها بود دلالت كند بر لاف زدن و اگر فراخ بود و انجوغ ندارد دليل بود بر شغب و خصومت .
اگر موى ابرو بسيار باشد دلالت كند بر استيلاى غم و اندوه و سخن گفتن بيمعنى از براى آنكه بسيارى ماده دخانى بود در دماغ و اينمعنى دليل است بر سودا كه بر مزاج غالب بود و سودا سبب غم و اندوه بود .
و اگر ابرو دراز باشد و كشيده تا به صدغ و صدغ موضعيست ميان دنبال چشم و گوش دليل بود بر لاف زدن و خويشتن بينى .
و اگر ابرو از جانب بينى زير بود و از جانب صدغ بالا دليل بود بر لاف زدن و بيخردى و ابلهى :
و اگر چشم بزرگ بود دليل بود بر كاهلى زيرا چشم گاو را ماند و نيز بزرگى چشم دليل است بر بسيارى تردد دماغ و اين سبب بلادت و نقصان فهم است .
و اگر چشم برجسته باشد دليل بود بر جهل و بسيار گفتن بيفايده .
و اگر چشم در مغاك افتاده بود و به چشم خانه فرو رفته باشد دليل بود بر خبيثى و بداند رونى از بهر آنكه چشم بوزينه چنين است پس حالت پسنديده آن بود كه چشم به اعتدال باشد نه برجسته و نه بر مغاك افتاده .
و اگر چشم اندكى در مغاك افتاده باشد دليل بود بر زيركى و درندگى زيرا كه چشم شير چنين است .
و اگر سياهى چشم نيك سياه بود دليل است بر جبن و بد دلى زيرا كه سياهى از
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٤