ماده سودائى بود و سودا موجب بد دلى است .
و اگر چشم سرخ باشد برنگ شراب دليل باشد بر قوت و غضب و دليرى چه هر كه خشم گيرد چشمش بدينگونه باشد و و اگر ازرق يا سفيد باشد دليل بد دلى بود از براى آنكه سفيدى دليل استيلاى بلغم است .
و اگر رنگ چشم چون شراب صافى بود دليل باشد بر جهل و اين را از مشابهت چشم بز گرفتهاند .
و اگر چشم گشاده و پيدا بود دليل باشد بر ستيزه روئى و وقاحت زيرا چشم سگ بدين صفت بود .
و اگر چشم زرد و متحرك باشد دليل باشد بر بد دلى از براى آنكه آدمى چون بترسد چشمش بدينصفت بود .
و اگر چشم ازرق بود زردى با وى آميخته چنان كه گوئى به زعفران رنگ كردهاند دليل بود بر اخلاق بد بدآنجهت كه از رفيت چشم دليل كاهلى است و بلادت و زردى با وى آميخته علامت ترس و بد دلى بود هر كرا اين هر دو حال جمع شود بيشك احوال او پريشان و علامت امور مشوش ظاهر شود .
و اگر در چشم نقطها بود گرداگرد سياهى دليل باشد بر شريرى و بد دلى و بد انديشى .
و اگر نقطهاى در چشم سبز بود بد دلى زيادتر باشد و اگر در گرد سياهى چشم شكل طوقى درآمده باشد دليل بود بر حسد و بد انديشى و بيسامان گفتن
و اگر با سياهى چشم زردى آميخته باشد مانند زراندود دليل بود بر آنكه صاحبش خونريز و كشنده بود .
و اگر بدينصفت در چشم نقطهاى سرخ بود دليل بود بر آنكه صاحبش خبيث ترين و بدترين آدميانست .
و اگر در چشم ازرق سبزئى باشد دليل بود بر خيانت و بد انديشى و شريرى و اگر چشم روشن و براق باشد دليل بود بر قوت شهوت زيرا چشم خروس
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٥