دويم ردى الوزن و او بسه قسمست :
اول متغير الوزن و آن عبارتست از آنكه وزن او تجاوز كرده باشد با وزن شيى ؟ ؟ ؟ كه يلى او بود .
دويم مباين الوزن و اين وقتى بود كه به دو مرتبه تجاوز كند .
سيم خارج الوزن كه مشابه هيچ يك از آن نباشد
و استدلال بقاروره از احوال بدن در حالت صحت و مرض توان كرد اما در حال صحت چنان كه اگر متشابه الاجزا بود دلالت كند بر جودت نضج در معده و اگر مختلف القوام باشد و شبيه بخمير ممروس دلالت كند بر سوء هضم معدى و اگر اترجى اللون باشد دلالت كند بر جودت هضم كبدى و اگر جيد الرسوب بود دلالت كند بر جودت هضم عروقى و اما در مرض استدلال كنند بر چند چيز :
اول بر نوع مرض چه اگر اصفر باشد دلالت كند بر غلبه صفرا و اگر حمر بود بر غلبه خون و اگر ابيض بر غلبه بلغم و اگر اسود بود بر غلبه سودا .
دويم بر موضع مرض چه اگر رملى بود دلالت كند بر آفت در كليتين و مثانه اگر نخالى بود بر آنكه آفت در مثانه است تنها .
سيم بر مدت مرص چه اگر رسوب زود ظاهر شود دلالت كند بر قصر مرض و اگر در آن تاخير افتد بر طول مرض .
چهارم بر عاقبت مرض چه گر بر لون اترجى بود دلالت كند بر خير و اگر سياه بود دلالت كند بر شر . اما صحت استدلال به دو موقوفست بر بيست و چهار شرط :
اول آنكه آن بول را بعد از خوابيكه كمال نضج بر او حاصل شده باشد اخذ كنند .
دويم آنكه اول بولى شد كه بدان در صبح امده باشد .
سيم آنكه خواب بر امتلاء مفرط نبوده باشد .
چهارم آنكه خواب بعد از شرب آب بسيار نبوده باشد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١٢٨