سيم معتدل كه متوسط باشد در سرعت و بطوء و سبب او . آنست كه ما سكه و جاذبه و مغيره بر مجراى طبيعى جارى باشد
2 - جنس ماخوذ از زمان سكون نبض در قصر و طول و اعتدال و اينهم بسه قسمست :
اول متواتر كه سكون را در زمان قصير تمام كند و سبب شدت حاجتست بترويح يا ضعف قوة .
دويم متفاوت كه سكون را در زمان طويل تمام كند و سبب او قلت حاجتست بترويح يا ضعف مفرط .
سيم معتدل كه متوسط باشد ميان طول و قصر و سبب او همچنان .
3 - جنس ماخوذ از مقدار انبساط بحسب طول و عرض و عمق و بسايط او نهاند
1 - طويل و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در طول ساعد بيشتر از معتدل بود و سبب او كثرت حرارتست .
دويم قصير و آن مقابل طويل است و سبب او قلت حرارت .
سيم معتدل ميان هر دو كه دلالت كند بر اعتدال حرارت و برودت .
چهارم عريض و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در عرض ساعد بيشتر بود و سبب او خلاء عروق بود يا شدت لين آلت .
پنجم ضيق و آن مقابل عريضست و سيب او امتلاء عروق است يا صلابت آلت ششم معتدل ميان هر دو .
هفتم شاهق و آن عبارتست از آنكه احساس باجزاء او در ارتفاع بيشتر از معتدل بود و سبب او شدت حاجتست بترويح .
هشتم منخفض و آن مقابل شاهقست و سبب هم مقابل سبب شاهق .
نهم معتدل در شهوق و انحفاض و مركبات او را اقسام بسيار است همچو عظيم و صغير و غليظ و دقيق و معتدل ميان اينها همچو موجى و مسلى و نملى و غير آن كه مجموع پنجاه و چهار است .
4 - جنس ماخوذ از قوام آلت و آن سه قسمست :
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١٢٦