تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
هفتم مأمون و او خليفه بس عاقل بود و در فنون و علوم مهارتى داشت ، چون بخلافت نشست در مرو قرار گرفت و طاهر بن الحسين از قبل او در بغداد مى بود ، مدت بيست سال و پنجماه و بيست دو روز خلافت كرد ، و بعد از آن برادر خود محمّد را وليعهد خود گردانيد ، و او را معتصم لقب نهادند و بأطراف ممالك مثال فرستاد تا با او بيعت كنند ، و او عزم روم كرد چون در آن ديار آمد بسر چشمهء رسيد كه او را بندر رود گويند آنجا فرود آمد ، و لشگرها به اطراف روم فرستاد و آنجا رنجور شد و درگذشت او را از آنجا بطرطوس بردند و دفن كردند . هشتم معتصم بن محمّد بن الرشيد بعد از برادر بخلافت نشست و ببغداد آمد ، و امور ملك را انتظام داد و نود هزار غلام ترك بخريد ، و سامره را او بنياد نهاد و همان جا وفات يافت ، و مدت خلافت او هشت سال بود و هشت ماه و هشت روز . نهم پسر او الواثق باللّه هارون ، و مدت خلافت او پنجسال و نه ماه و سيزده روز بود . دهم برادر او متوكل جعفر بن محمّد ، و او در عداوت اهلبيت ( ع ) مبالغه مى نمود چنان كه مردمان را از زيارت امام حسين عليه السّلام منع ميكرد و بفرمود تا عمارت آنجا همه خراب كردند ، و پيوسته فرزندان على را استخفاف كردى و ايشان را دشمن داشتى ، شبى بخواب ديد كه أمير المؤمنين على عليه السّلام با او گفت : تا چند بر فرزندان من ستم ميكنى ، و هفت تازيانه بر او زد و او از هيبت آن از خواب درآمد گفت : ميدانم تازيانه على شمشير باشد تا چه خواهد رسيد ، بعد از چند روز شبى در سامره بشرب مشغول بود جمعى از غلامان ترك كه با او كينه داشتند ، در رفتند و او را هلاك كردند . گويند چون پسرش منتصر احتياط كرد ، هفت تيغ برو زده بودند ، مدة خلافت او چهارده سال و نه ماه بود نه روز . يازدهم المنتصر باللّه محمّد ، مدت خلافت او ششماه بود .