تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
پنجم گشتاسف و او پسر لهراسب بود ، صد و بيست سال سلطنت كرد و در زمان او زردشت ظاهر شد و مردمانرا از دين صابيان باز داشت و بدين مجوس دعوت كرد ، و گشتاسف از خراسان بپارس آمد و به دو بگرويد و بزند خواندن مشغولشد ، و آتشكدها فرمود ساختند ارجاسب كه ملك ترك بود خراسان را خالى يافت آهنگ بلخ كرد كه دختران گشتاسف را با غنايم بسيار بتركستان برد ، گشتاسف پسر خود اسفنديار را بفرستاد تا با ارجاسب جنك كرد و او را بكشت و پادشاهى از پدر درخواست كرد ، پدر او را بزابلستان بجنگ رستم دستان فرستاد به شرط آنكه اگر مظفر باز آيد پادشاهى به دو دهد ، اسفنديار بزابلستان آمد و با رستم پيكار نمود ، و ميان ايشان محاربات عظيم رفت آخر الأمر بدست رستم كشته شد ، گشتاسف از فرستادن او پشيمان شد و پادشاهى به پسر او بهمن داد ، و سقراط عابد تلميذ فيثاغورث و جاماسب در عهد او بودند ششم بهمن بن اسفنديار مدت سلطنت او صد و دوازده سال بود ، چون بر تخت نشست بكينهء خود پدر لشكر فرستاد و زابلستان را خراب كرد ؛ و برادر رستم را بكشت و منتصر بن بخت النصر را از بابل معزول كرد ، و بفرمود تا بنى اسرائيل را باز به بيت المقدس رفتند و گويند دانيال پيغمبر را بر سر ايشان حاكم گردانيد و رياست شام بوى داد و مادر بهمن از اولاد طالوت بود ، و زنش از نژاد راجيعا بن سليمان ، و او را پسرى بود بزرگ ساسان نام در ايام سلطنت پدر منزوى شد و از مال و ملك دنيا اعراض نمود ، چون أيام مهلت بهمن به آخر رسيد دختر خود خمانيرا كه ازو بدارا آبستن بود وليعهد خود گردانيد و تاج بر شكم او نهاد و ديمقراطيس و بقراط در عهد او بودند هفتم خمانى دختر بهمن كه بعضى او را چهرزاد و هماى نيز خوانند زنى با رأى و خرد بود و سيرتى پسنديده داشت ، مدة سى سال پادشاهى كرد چون پسرش بزرگ شد ملك به دو سپرد