است و عربى كرده .
و شيخ أبو على ميگويد در كتاب آداب العرب و الفرس آن را تضمين كرده ، و زعم قدماى عجم آنست كه او پيغمبر بود و از غايت معدلتش پيشداد نام لقب كردند ، و او مدت چهل و شش سال پادشاهى كرد ، و اول كسى كه تاج بر سر نهاد او بود و از سنگ آهن بيرون آورد ، و از آن اسلحه ترتيب نمود و در عمارت اصطخر بيفزود ، و گويند سوس و بابل را بنا كرد .
سيم طهمورث و او نبيره هوشنج بود و چون بر تخت سلطنت متمكن شد به رعايت و عمارت مملكت قيام نمود و مدت سى سال پادشاهى كرد و شهر فسا در فارس و كهن ذر در مرو و مهريز و سارويه در اصفهان او بنا كرد ، و در زمان او قحطى عظيم پيدا شد حكم كرد تا منعمان بطعام شبانه قناعت كنند و خورش بامداد بدرويشان دهند .
چهارم جمشيد و او برادر طهمورث بود و بقولى برادرزاده او ، و طهمورث را فرزند نبود چون او درگذشت جمشيد بجمال در كمال بود و در علم و خرد بيشبه و بيمثل و همال عظماى فرس بر او جمعشدند و او را بر سرير سلطنت نشاندند ، او بتدبير امور مملكت و ترتيب آلات حرب و استنباط صنايع مشغولشد .
چون مدت پادشاهى او به هفتصد سال رسيد سوداى حماقت در وى غلبه كرد و بفرمود تا به صورت او بتان ساختند و بأقاليم فرستاد تا خلق بعبادت او مشغول شوند ، و شانزده سال ديگر بر آنوجه پادشاهى كرد پس بارى تعالى شداد عاد را غلبه داد تا برادرزاده خويش ضحاك علوانى را بفرستاد و جمشيد را هلاك كرد .
پنجم ضحاك و او را بيوراسب و دهاك نيز خوانند داك به زبان پهلوى آفت را گويند ، يعنى خداوند دو آفت و او از نسل عاد بود ، و عاد پسر ارم برادر ارفحشد ابن سام بن نوح بود ، و اولاد او در يمن ساكن بودند چون بسيار شدند بر يمن مستولى گشتند و مهتر ايشان عمليق بن عاد بود .
چون او درگذشت شديد و شداد كه پسران او بودند پادشاه شدند و بر
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٠٤