تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
اعتبار وقوع الفعل در او مطلقا و از ثلاثى مجرد كه معتل الفا يا لام نباشد هر جا كه عين مضارع او مفتوح يا مضموم بود بر وزن مفعل آيد بفتح عين همچو مذهب و مخرج الا كلمه چند كه كسر در آن روا داشته‌اند همچو مسجد و مسقط و منبت و مشرق و مغرب و مظنه ، و هر جا كه مضارع مكسور بود يا خود معتل الفا باشد بر وزن مفعل آيد به كسر عين همچو مضرب و موعد و اگر معتل اللام باشد بفتح آيد همچو مرمى و در غير ثلاثى مجرد بر وزن اسم مفعول آن باب آيد همچو مكرم و مستخرج . اسم آلت اسميست مشتق از فعل از براى نام آنچه استعانت كنند به دو در آن فعل ، همچو مفتاح و صيغت او غالبا بر وزن مفعل و مفعال و مفعله باشد و مفعل بضمتين نيز آمده است همچو مسعط « 1 » و مدهن . و مصغر اسميست كه چيزى بر او زياد كرده باشند تا دلالت كند بر تقليل پس اگر آن اسم متمكن باشد اول او را مضموم كنند و دوم مفتوح و بعد از او ياى ساكنه در آرند و آن اسم كه سه حرف باشد به همين اكتفا كنند همچو رجيل و بويب ، و اگر زيادت از سه حرف باشد آنجا ما بعد يا را مكسور كنند همچو جعيفر الا در مثل طلحه و حبلى و حمرا و سكران و اجمال « 2 » و اگر خماسى باشد آخرش را حذف كنند همچو سفيرج . و جمع كثرت را چون تصغير كنند يا جمع قلت برند يا با مفرد او و بعد از تصغير مفرد واو و نون يا الف و تا بر او در آرند پس در تصغير غلمان گويند ، غليمه يا غليمون ، و در تصغير دور دويرات . و امثله تصغير در اسم متمكن از فعيل و فعيعل و فعيعيل تجاوز نكنند و بواسطه حروف علت و همزه و تضعيف اين صيغ مختلف شود و در تصغير ترخيم جميع زوايد را حذف كنند همچو حميد در تصغير محمود و محمّد و احمد ، و اگر اسم مبنى باشد در آخر او يا و الف زيادت كنند همچو ذيا و تيا و اللذيا و اللتيا . منسوب اسميست كه در آخر آن ياء مشدده الحاق كنند بحسب اغلب تا دلالت
هامش
( 1 ) انفيه دان ( 2 ) كه در آن حرف تانيث و الف مقصوره و ممدوده و الف و نون زائده و الف افعال باشد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 50 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي