تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
متغير شود تا بحديكه ازو يك حرف باقى ماند همچو ق از وقى يقى و ا ، از واى يئى و غير آن . و نهى صيغتى است كه به دو طلب ترك فعل كنند و او مجزوم باشد همچو لا ينصر و تغييرات او همچو تغييرات فعل مضارع است با زيادتى تغييريكه بواسطه لاء نهى لاحق شود همچو در لا يغز و لا يرم و لا يخش . و اسم فاعل صيغتى است مشتق از فعل از براى شخصى كه معنى فعل به دو قايم باشد بمعنى حدوث و صيغت او در ثلاثى مجرد بر وزن فاعل باشد چنان كه ناصر و ضارب و در غير آن بر وزن فعل مضارع آن باب بود الا آنست كه در اول او ميمى باشد و ما قبل آخر او البته مكسور بود همچو مكرم و منقطع و مستخرج و متكرّم و متقارب و باعتبار حروف عله و همزه و تضعيف بناء او متغير شود همچو جاء و مختار و غير آن . و اسم مفعول صيغتى است مشتق از فعل از براى شخصى كه آن فعل به دو واقع باشد و صيغت او در ثلاثى مجرد بر وزن مفعول باشد همچو منصور و در غير آن بر وزن مضارع مجهول باشد همچو مكرم و مستخرج و متكرّم و باعتبار حروف عله و همزه و تضعيف بناء او هم متغير شود همچو مقول و محمى و مختار و غير آن . و صفت مشبهه آنست كه مشتق باشد از فعلى لازم از براى شخصى كه آن فعل به دو قايم باشد بمعنى ثبوت ، و صيغت او مختلف است اما غالب آنست كه از فعل بكسر عين بر وزن فعل آيد بكسر همچو فرح و ومق ، و در بعضى صور فعل ضم نيز جايز داشته‌اند همچو ندس و حذر و عجل و هم از فعل بر وزن فعيل آيد همچو سليم ، و بر وزن فعل به سكون عين هم آيد همچو شكس و بر وزن فعل بضم فاء و سكون عين آيد همچو حرّ و بكسر فاء و سكون عين هم آيد همچو صفر و بر وزن فعول نيز آيد همچو غيور ، و از الوان و عيوب و حلى دائما بر وزن افعل آيد همچو