خانه و دكان مسقفرا باب بابان ثلثة ابواب و خم را دن دنان و پيمانه را پيمانجه پيمانجتان و پوستيرا كه عسل يا سركه و امثال آن در آن باشد زق زقان و اجناس مختلفرا كه سر بالا كنند صنف صنفان ثلثة اصناف نويسند و عادت اهل ديوان چنان است كه بوقت اجتماع اجناس مختلف رقم هر چه اشرف باشد مقدم دارند چنان كه مصاحف و تفاسير و احاديث و آثار و ادعيه را مقدم دارند و بعد از آن رقم انسان پس رقم لالى و جواهر پس رقم نقود پس مواشى و على هذا القياس :
فصل سيم [ ذكر برات ]
در ذكر برات و تعليق و مثنى و تسليم نامه و موامره و مفاصات .
برات در لغت بمعنى بيزار شدن باشند از چيزى و باصطلاح اهل ديوان عبارتست از مكتوبى موشح بعلامات و توقيع مشتمل بر آنكه عامل يا صاحب تحويل بعضى از آنچه او را با ديوان جواب ميبايد گفت بدان مكتوب بدهد .
و اگر چنان كه اين مكتوب موشح نباشد بعلامات و توقيع آن را ذكر و تعليق خوانند و بايد كه كاتب در اول برات و تعليق نام عامل ذكر كند باجمال يا باسم معين و بعد از آن مالى كه حوالت ميرود ذكر كند كه از كدام وجه است و بعد آن جهت حوالترا ذكر كنند كه كدام حوالت است از مواجب و غير آن و بعد از آن اسناد آن كه بچه سبب اين برات نوشته شد به خط حاكم ديوان يا باشارة و بمشافهه او يا برسالت فلان ذكر كنند .
و ذكر تسليم به همه حال ببايد كرد كه بكه تسليم ميرود و بعد از آن مبلغ حوالت بنويسد و جهت احتياط نيمه آن را باز بيند .
و اگر چنانچه رقم نفر باشد يا عدد يا راس يا قطعه آنجا نصف نشايد نوشت پس آن را بضعف باز بيند چنان كه مرد پنج نفر ضعفها عشر نفر ، مرغ خانگى پنج پاره ضعفها عشر قطعات و اگر كسور ديگر غير نصف توان نوشتن هم شايد چنان كه مرد پانزده نفر ثلثها پنج نفر پس آن را بتاريخ مقيد گرداند . صورت براة عربى بر اينوجه باشد :