تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
شمس الحق و الملة و الدين ، ظهير الاسلام و المسلمين ، مد اللّه ظلال جلاله على العالمين مقرون باد و نظام امور جمهور براى همايون موكول و مسنون لمؤلفه :
و لا زال كهفا للأماني جنابه * و كان ملاذا للخلايق بابه
بنده كمترين و دعاگوى لمولفه :
كه اگر هر سر موئيش زبانى گردد * صد يك از لطف ترا شگر نگويد همه عمر
عتبه جلال بوسيده خدمت و عبوديت به محل عرض مىرساند و بر سنن سالف بمواظبت دقايق دعا و مراقبت حقايق ثنا رطب اللسان مىباشد ( استجاب اللّه دعائه بالخير ) بواعث اشواق بتقبيل انامل شريفه نه بدان مثابت است كه تقرير آن آن در رواق اوراق صورت بندد ،

( نظم )

و ضميرك المحروس أعدل شاهد * بولاء صدق في ضمير الخادم
مدتها بود تا اين كمينه سوداء آن مىپخت كه ذره وار خود را در مساير آن آفتاب شريعت بر منصه اظهار نهد و ضمير منير را كه بحقيقت خزينه اسرار ملك و ملت و آينه انوار دين و دولت است بعرض نفثات مصدور خود بعرض رساند باز مىگفت هيهات هيهات اين من الشمس الذرات و من البحر القطرات .

نظم

حديث مثل تو آنجا كجا شود پيدا * چه مايه نور دهد پيش آفتاب سها
تا اين نوبت چون غليان اشواق و ارادات زمام اختيار را از قبضه اقتدار ربود و به حكم اضطراز بدين تجاسر تبادر نمود متوقع كه از طريق لطف گسترى و بنده پرورى اعراض ننمايند . لمؤلفه :
درين جسارت و جرئت كه عين بىخرديست * ز غايت كرم و لطف عفو فرمايد