غايات آن نرسد باوقات ميمون مخدومى و اصل باد و مطالب دو جهانى حاصل بمحمد و آله .
نوعى ديگر كه اينضعيف به خدمت مرحوم ملك الاسلام ركن الدولة شاه كيخسرو طاب ثراه نوشته بود : هر عقد دولت و نقد سعادت كه در بارگاه صمديت صورت بندد بروزگار همايون مخدوم اعظم شهريار اعدل اكرم خسرو زمان ناشر عدل و احسان نظم :
تا آخر القاب نوشتن نتوان * كالقاب مباركش ندارد پايان
كهف الملوك و السلاطين لطف اللّه على العالمين ركن الدنيا و الدين تاج الاسلام و المسلمين خلد اللّه دولته مقرون باد و ذات شريفش از نكبات زمانه محروس و مصون .
نظم :
و عمّرت للمعروف ما لاح بارق * و ما ناح قمريّ و أورق عود
كمترين بندگان دعاگو كه .
نظم :
بروز درس ثناء تو مىزند تعليق * بشب وظيفه مدح تو مىكند تكرار
زمين بوسيده وظايف عبوديت و دعا به محل عرض و موقف إنها مىرساند و همواره خواهان آنكه او نيز چون ساير بندگان در سلك ملازمان حضرت منخرط گردد .
مصراع :
خود كدام است كه در آرزوى وصل تو نيست .
مسبب الاسباب لطيفه كه متضمن وصول بدين كرامت بود عما قريب مهيا گرداناد بمنه و كرمه . تربيت و مرحمتى كه نسبت به اين كمينهء در غيبت و با پيوستگان او كه در سايه حمايت آنحضرتند فرموده و ميفرمايد از كمال عاطفت خسروى هيچ بديع نيست .