تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ارى النّاس احدوثة * فكونوا الحديث الحسن
و اخفش دو حركت ديگر زياده كرده يكى را غلو نام كرده و آنحركت ما قبل غالبست همچو حركت قاف در مخترقن . دوم تعدى و آنحركت ما قبل متعديست همچو ضمه ها در خلطهو و اجتماع حركات بعضى با بعضى و عدم آن از حروف قياس بايد كرد .

فصل چهارم [ اقسام قافيه ]

در بيان اقسام قافيه شعر عربى و آن بحسب رعايت حروف نه قسمست چه حرف روى يا متحرك بود يا ساكن ، اگر ساكن باشد آن قافيه را قافيه مقيده خوانند و آن بسه قسم شود چه قافيه حينئذ يا با حرف تأسيس باشد يا با حرف ردف يا مجرد بود از هر دو ، اولرا قافيه مؤسسه خوانند و دوم را مردفه و سوم را مجرده مثال اول :
شاقتك من قبلى سليمى * يوم ناظرة بواكر
مثال دوم :
ما هاج حسّانا رسوم المقام * و مظعن الحىّ و مبنى الخيام
مثال سيم :
خالط القّلب هموم و حزن * و ادّكار بعد ما قيل اطمانّ
و اگر روى متحرك باشد بشش قسم شود چه قافيه حينئذ يا با الف وصل باشد و بس يا با خروج فقط و هر يكى يا با تاسيس باشد يا با ردف يا مجرد از هر دو ، پس شش قسم حاصل شود موصله مؤسسه ، و موصله مردفه ، موصله مجرده ، موسسه با خروج ، مردفه با خروج ، مجردهء با خروج مثال اول : نعم شاقنى برق برامة لامع مثال دوم :