دو ضربست اول مانند او چنان كه :
دار لسلمى اذ سليمى جارة * قفر ترى آياتها مثل الزّبر
و دويم مقطوع چنان كه :
القلب منها مستريح سالم * و القلب منّى جاهد مجهود
عروض دوم - مجزو سالم و او را يكضربست مانند او چنان كه :
قد هاج قلبى منزل * من امّ عمرو مقفر
عروض سيم - مشطور و مشطور آنست كه يك مصراع انداخته باشند پس عروض و ضرب هر دو يكى شود چنان كه :
ما هاج احزانا و شجوا قد شجا
عروض چهارم - منهوك و نهك آنست كه از هر مصراع دو جزء بيندازند پس هر مصراعى يك بار مستفعلن باشد چنان كه : يا ليتنى فيها جذع
و رمل در اصل فاعلاتن است شش بار ليكن تمام مستعمل نيست و او را دو عروضست و شش ضرب عروض اول محذوف بر وزن فاعلن و او را سه ضرب است اول تام بر وزن فاعلاتن چنان كه
مثل سحق البرد عفّا بعدك ال * قطر مغناه و تاويب الشمال
دويم مقصور بر وزن فاعلان چنان كه :
ابلغ النّعمان عنّى مالكا * انّه قد طال حبسى و انتظار
سوم مانند عروض چنان كه :
قالت الخنساء لمّا جئتها * شاب رأسى بعد هذا و اشتهب
عروض دوم - مجزو و او را سه ضرب است اول مسبغ بر وزن فاعلاتان چنان كه
لان حتّى لو مشى الذ * رّ عليه كاد يدميه
دويم مانند عروض چنان كه