در اسامى سالهاى تركيّه
بَحرِ هَزَج اخرَب ايا فَخرِ تبار * اين وزن آمد بخوان چو دُرِّ شهوار
مَفعُولُ مَفاعِلُن فَعُولُن فَعَلُن * هر صُبح چو بُلبلان همى كن تَكرار
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار * زين چارچو بگذرى نهنگ آيد و مار
آنگاه باسب و گوسفند است حِساب * هَمدونه و مرغ و سگ و خوك آخر كار
* * *
در بيان ايّام منحوسه
هفت روزى نَحس باشد در مَهى * ز ان حَذَر كُن تا نيابى هيچ رنج
سه و پنج و سيزده با شانزده * بيست و يك با بيست و چار و بيست و پنج
* * *