در بيان قبايل سبا
ايكه درد تو راحت دل ماست * جان بيمار را غم تو دواست
فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلات * گوى بَحر خفيف دان در راست
اشعَر و عَمرو و حِمْيَر و كَهلان * مُرّو انمار و عامِلَه ز سَباست
* * *
در بيان نامهاى اولاد نبى ( ص ع )
در سينه دلت چو خاره اندر سيم است * وز تيغ جَفاهاى تو دل دو نيم است
مَفعُول مَفاعِلْن مَفاعِيلْن فَع * بَحر هَزَج اخرَب ازين تَقسيم است
فرزند نَبى قاسِم و ابراهيم است * پس طَيِّبْ و طاهر ز سر تعظيم است
با فاطِمه و رُقَيَّه امِّ كُلثوم * زَينَب شمر ار ترا سر تَعليم است
* * *