چون احَد يكشنبه اثنيَن و ثَلثا اربَعا * هست دوشنبه سهشنبه چارشنبه وَ السَّلم
پنجشنبه دان خَميس و قَرن سى سال تمام * بِضع از سه تا بنه مر فردها را ساز نام
* * *
فى بحر المجتث المثمّن المقصور
زهى جمال تو امروز به ز دى و پرير * چرا خدنگ تو آيد به سينه دير بدير
مَفاعِلُن فَعَلاتُن مَفاعِلُن فَعَلُن * بگوى مُجتَث و آويز جَهلرا سر زير
مُبارِز و بَطَل و باسِل و شُجاع دلير * شَعير و صُبرَه و كَتّان جو است جاش زَعير
غَضَنفَر و اسَد و لَيث و حارِث و دِلهاث * هِزَبر و قَسَورَه و حَيدَر است و ضَيغَم شير
رُقاد و هَجعَت خفتن سُهار بيدارى * بَذول و باذِل و مانِح « 1 » سَخِىّ و شَبعان سير
هامش
( 1 ) ن - ل : مانح چه راد