است كه خون « زندگى » در آنها مىجوشد ، و خورشيدسان مىدرخشد و مانند تندر بانگ بر مىآورد - يادآور اين اصول اساسى در اصلاحات اجتماعى است :
أ - فراخوانى به پرهيزگارى و ترك ريخت و پاشهاى زندگى اشرافى ، كه حقوق ديگران و معيشتهاى آنان را پايمال مىكند ؛ ب - تأكيد بر امين بودن مصلح ؛ ج - فراخوانى مجدّد به پرهيزگارى ، به دليل اهميّت بنيادين آن در كار اصلاحات اجتماعى ، هم براى مردم و هم براى مدّعيان اصلاحات ؛ و راه آن پيروى از مصلحان الهى است ( * ( فَاتَّقُوا الله وَأَطِيعُونِ ) * ) ؛ د - بريدن پيوند اقتصادى و نياز مالى از توانگران ، تا از هر گونه توسّل به مال ، براى مانع آفرينى در راه عملكردهاى انقلابى نااميد شوند ؛ ه - نكوهش صريح زندگيهاى تكبّرآميز و بيدردانهء طاغوتان اقتصادى و ساختمانهاى پر زرق و برق ايشان ؛ و - تخطئه كردن خيالهاى پوچ و آرزوهاى باطل ايشان ، در زندگى و بقا ؛ ز - چپ چپ نگريستن به برخوردهاى جبّارانه و تعدىآميز ايشان با ضعيفان اجتماع ؛ ح - فراخوانى به پرهيزگارى براى بار سوّم ، و واداشتن ايشان به اصلاح خويش و دورى گزينى از فساد و بىبند و بارى و انكار ارزشها و ستمروايى ؛ ط - يادآورى اينكه نعمتها و موهبتها ، فرزندان ، وسايل سوارى و باغها و چشمه ها ، همه از امدادهاى الهى است ؛ بنا بر اين به صورت طبيعى نمىتواند مخصوص گروهى باشد و ميان آنان دست به دست بگردد ، بلكه بايد از راههاى مشروع به همهء بندگان خدا تعلَّق يابد ، پس چرا آنها را غصب كردهاند و در آنها به طغيان پرداختهاند ؟ ؛ ى - بيم دادن از عذاب روزى بزرگ ، و قطع رابطه كردن با ايشان ، زيرا كه آنان - تا اين رفتارها را داشته باشند - از رضاى خدا و رحمت او
الحياة ( فارسي ) — صفحة 355
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٣٥٥