بنا بر اين بايد در جامعهء اسلامى ، مدارس ممتازى وجود نداشته باشد ، كه تنها گروهى از كودكان بتوانند به آنها راه يابند و ديگران از چنان امكاناتى محروم باشند ، مگر اينكه تفاوت تنها مربوط به استعداد و توان برتر در فراگيرى باشد ( نه مقام اجتماعى و ثروت يا پست و موقعيّت و نفوذ پدران و خانواده ها ) .
اصل دوم : بينوايان و ضرورت آموزش و پرورش آنان
42
الإمام الصّادق « ع » : . . . من العلماء من يرى أن يضع العلم عند ذوي الثّروة و الشّرف ، و لا يرى له في المساكين وضعا ؛ فذاك في الدّرك الثّالث من النّار . « 1 »
( 1 ) امام صادق « ع » : . . . بعضى از علما تصوّر مىكنند كه آموختن علم بايد مخصوص ثروتمندان و اشراف باشد ، و آن را براى فقيران لازم نمىدانند ؛ اين گروه در طبقهء سوّم دوزخ جاى دارند . ، اين حديث به ما مىفهماند كه آموزش و پرورش فقيران امرى ضرورى است . و اين گونه احاديث مربوط است به وضع موجود نه وضع مطلوب - كه پيشتر به آن اشاره كرديم - و اين نگرش از بزرگترين ملاحظات انسانى اسلام و ارشادهاى سازنده و نجاتبخش اين دين الهى است ، زيرا كه اگر مسكينان تعليم و تربيت شوند ، به احقاق حقوق خويش و باز يافتن حيثيّت و كرامت از دست رفتهء خود راه پيدا مىكنند ، و در انديشهء آن مىافتند كه خود و كسانشان را به سطح زندگى و معيشت ديگران برسانند ؛ چه باسوادى و داشتن تربيت و فرهنگ ، امكان حضور فعّال و عضويت كامل در احزاب و جمعيّتها را براى ايشان ميسّر مىسازد .
و اينها همه ، از جملهء حقوق از دست رفتهء ايشان است .
هامش
« 1 » . « خصال » / 352 - 353 .