تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
شغل معلَّمى پرسش كردم ، ( 1 ) فرمود : « براى آموختن مزد مخواه » . « 1 » گفتم : شعر و رسائل ( ادبيّات و نامه نگارى ) و مانند آنها را طبق قرارداد ( و با مزدى معيّن ) مىآموزم ( حكمش چيست ؟ ) . فرمود : « بله ( مىشود ) ، در صورتى كه كودكان را در شرايطى يكسان تعليم دهى ، و براى هيچ يك امتيازى قائل نشوى » . ، معلَّم الهى ، در اين تعليم ، ما را به امرى بزرگ ، در كار « آموزش و پرورش » رهبرى مىكند ، كه خوشبختى جامعه ها و حفظ ارزش و كرامت انسانى به آن وابسته است . و اين امر به پرورش نوآموزان از نخستين مراحل آموزش و پرورش باز مىگردد . و چرا چنين است ؟ چون كه فاصله هاى مالى و تفاوتهاى معيشتى و مظاهر اشرافيگرى و آثار قدرت و مقام در زندگى ، نخستين بار ، در آموزشگاههاى ابتدايى تجلَّى پيدا مىكند ، زيرا كه در آنجاها تفاوت كودكان در لباس و خوراك و ضروريّات مدرسه و وسايل رفت و آمد و رفاه معيشتى و نظاير اينها آشكار مىشود . براى همين حكمت بزرگ ، آموزگار الهى ، انگشت بر اين مقطع حساس مىگذارد كه نقشى سازنده دارد ؛ و به همين جهت براى دادن جواز آموزگارى به « حسّان معلَّم » چنين مقرّر مىدارد كه كودكان در نظر وى - در جريان آموزش و پرورش - با يك ديگر برابر باشند ، و به هر دليلى باشد برخى از آنان را بر برخى ديگر ترجيح ننهد ، تا تفاوتهاى مالى در زندگى كودكان و خانواده هاشان از نظر بيفتد ، و فخرفروشيها و بالانشينيها پايمال گردد ؛ و از اين راه ، از كودكى ، « اصل مساوات » و برابرى و به يك چشمنگرى به همگان ، در جان نوخاستگان جامعه ريشه بدواند ، و ريشه هاى فرقگذارى - كه روشى غير انسانى و غير اسلامى است - در عمق روحشان بخشكد . و همين چگونگى ، براى زندگى اجتماعى و سلوك اسلامى آنان در آينده مقياسى اساسى باشد . لازم است اين تعليم ، چونان دستورى قاطع ، در همهء مراكز تعليم و تربيت ، و در نزد آموزگاران و استادان ، مورد عمل قرار گيرد ، و برنامه ريزان آن را ركنى از اركان برنامه هاى پرورشى قرار دهند .
هامش
« 1 » . مقصود ، آموختن واجبات است .