تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
- ميان رباخواران ستمكار ، و وامگيران افگار ؟ - ميان محتكران و احتكارزدگان ؟ - ميان نرخگذاران متجاوز ( واردكنندگان و توليدكنندگان كالاها كه سود را از اندازه مىگذرانند و به ميل دل خود نرخها را بالا مىبرند ) ، و خريداران نيازمند به كالاها ؟ - ميان كسانى كه در اينجا و آنجا مالك خانه هاى فراوانند ، و كسانى كه سر پناهى براى خانوادهء خويش در اختيار ندارند ؟ - ميان كارخانه دارانى كه آسودگى و خوشگذرانى آنان را به سرمستى و ناشكرى وامىدارد ، و كارگران معذّبى كه براى يك استراحت ضرورى و چند دقيقه اى فرصت نمىيابند ؟ - ميان مالكان بزرگى كه خود و كسانشان غرق در نعمت و آسايشند ، و كشاورزانى كه شعلهء گرماى نيم روز تابستان و ريگ داغ بيابانها در كشتزارها پوستشان را مىسوزاند ؟ - ميان شادخواران مسرف و زنان و فرزندان ايشان كه از خوراكهاى عالى و ميوه ها و شيرينيهاى گوناگون بهره مند مىشوند و لباسهاى « مد روز » مىپوشند ، و به هيچ چيز قانع نيستند ، و تيره بختانى كه فشار فقر و نيازمنديهاى سادهء زندگى ، روز و شب ، پيكرشان را خرد مىكند ؟ - و ميان كسانى كه مبالغى گزاف هزينهء اسباببازى كودكان خويش مىكنند ، و كسانى كه توانايى خريدن ارزانترين دوا را براى كودك مشرف به مرگ خود ندارند ؟ آيا جامعه اى كه اين گونه حالات و ارتباطها بر آن حكمفرماست ، جامعهء برادرانهء اسلامى است ؟ و آيا مىتوان گفت كه بر چنين جامعه اى اسلام حكومت مىكند و برادرانه اداره مىشود ؟ هيهات ؟ ! پس نخستين واجب آن است كه به تعديل روابط اقتصادى در اجتماع بپردازيم ، و اموال و فرصتها را از انحصار گروههايى چند در آوريم ، تا چنان شود كه « نزديكى سطح زندگى » مردم به هم سبب « نزديكى برادرانه » گردد ؛ به همان گونه كه « نزديكى روحى » بايد به « نزديكى معيشتى » منجر شود ، و گر نه چيزى جز ظاهرسازى و دروغ نخواهد بود . پس برادرى اسلامى