تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
الكاملين شيخ نور الدين محمد - نوّر الله مرقده - كه از خلفاى حضرت شيخ حاجى محمّد خبوشانىاند - قدّس سرّه - مشرف گشته و اربعينات « « 31 » » در ملازمت ايشان نشسته . يكى از درويشان شيخ نور الدين محمد به فقير گفت كه قبل از انابت مير حضرت شيخ فرمودند كه جانشين ما سيّدى خواهد بود و نامش ابو البقاست . لله الحمد كه اكنون در مسند خلافت ايشان متمكّن گشته و طالبان را به كسب كمال ترغيب « « 32 » » نموده سبب مزيد فتوحات مىگردند . و سنّ شريف ايشان به شصت رسيده است ، اميد چنان است كه مضاعف گشته ظلّ ظليل مستطيل گردد « « 33 » » . و خان عاليشأن به ديگر درويشان زمان نيز ابواب نياز مفتوح مىداشت و از فتوحات ايشان بهره‌مند مىگشت و علما « « 34 » » و فضلا و شعرا را به مزيد الطاف سرافراز مىگردانيد . مدّتى فقير در خدمت آن سلطنت دستگاهى « « 35 » » مىبود هرگز به خلاف ادب چيزى از ايشان در نظر ننمود و در سخاوت درجهء عليا داشت . بيت « « 36 » »
چنان طى كرد در ملك سخاوت راه احسان را * كه صد چون حاتم طى بر درش بهرِ سئوال آمد
خطّ نسخ را نيكو مىنوشت و در وادى شعر آن‌چنان بود كه « « 37 » » كه گوى فصاحت از ميدان بلاغت مىربود ، و اين غزل كامران پادشاه را نيكو تتبّع كرده است كه مطلعش اين بيت است : نظم
وى قدِ رعناى تو سروِ گلستانِ حسن * طاق دو ابروى تست مطلع ديوان حسن « « 38 » »
و خان عاليشأن مملكت‌مدارى اين‌چنين تتبّع فرموده : شعر
روى دلاراى تست « « 39 » » مطلع ديوانِ حسن * عارض نيكوى تو شمسهء ايوان حسن حسنِ ترا زينت است اى بت چين خط و خال * خال و خطت آيتى است آمده در شأنِ حسن كس نتواند كشيد پاى به دامانِ صبر * تا تو برآورده‌اى سر ز گريبانِ حسن سبزهء تر بردميد گردِ لبت « « 40 » » تا كند * جا چو خضر بر لب چشمهء حيوان حسن « « 41 » »
هامش
( 31 ) .Pگشته‌اند و ازين عبارات ( 32 ) .Pتربيت ( 33 ) .Pگشته و گردد ( 34 ) .Pباقى علما ( 35 ) .Pدر ملازمت سلطنت‌پناهى ( 36 ) .K , Pلمؤلفه ( 37 ) .Pكه + به شعر اشتغال مىنموده ( 38 ) .Pروى دلاراى تو لالهء بستان حسن ( 39 ) .Pطاق دو ابروى تست ( 40 ) .Pگر ز لبت ( 41 ) .Pجاى به مثل خضر بر لب حيوان تست