هركه عزيزى بديد خط به لب يار گفت * روز سياه است اين يا شب هجران حسن « « 41 » »
و اين غزل كامران پادشاه را نيز جواب با صواب نموده كه به تركى گفته و مطلعش اين است :
بيت
خوب ايدى منكا بولسه ايدى يار مصاحب * يا بولمه ايدى انكار اغيار مصاحب
و حضرت خان در جواب چنين گفته :
غزل « « 42 » »
خوشدور كيشيكا بولسا اگر يار مصاحب * گر بولماسا انينك بيلا اغيار مصاحب
بلبل باشغه كيلماس ايدى موبچه بلا لار * گر بولمسا ايدى كل ايلمان خار مصاحب
يارب نى بلا دور بو كه هجران الميدين * يار مسين غم و اندوه ايلا اى يار مصاحب
كويونك ايتى ديك يار وفادار تا بيلماس * كور دوم من دل سوخته بسيار مصاحب
بوتيلبه كونكول بيرلا عزيزى نى قيلورسين * گر بولماسا اول شرح دلازار مصاحب
و با آنكه « « 43 » » در زمان دولتش تفرقه بسيار بود اما طبع سليمش « « 44 » » به تعبير ملك مىپرداخت و عمارات عاليه مىساخت . از آن جمله خانقاه و حظيرهء حضرت قطب الابرار « « 45 » » خواجهء بزرگوار است قدّس سرّه ، كه بغايت خوش و دلكش واقع شده و مؤلف اين اوراق قصيدهاى در وصف آن عمارت املا نموده ، مطلعش اين است :
نظم
كعبه است اين خانقه زان مرو را نور و صفاست * سدره گر خود را به ايوانش رساند منتهاست
و تاريخ خانقاه را چنين گفته است :
تاريخ
خسروِ عالىگهر عبد العزيز * ساخت اين عالى بنا ، بىريب و شك
هست نُه طاق فلك در جنب او * پست چون گوى زمين زير فلك
لفظا و معنا شود تاريخ آن « « 46 » » * سال هجرت نهصد و پنجاه و يك
كتابخانهاى داشت كه معلوم نيست كه در ربع مسكون در آن وقت مثل او بوده باشد و ملك
هامش
( 41 ) . جاى به مثل خضر بر لب حيوان تست
( 42 ) .Pجواب
( 43 ) .Pبا وجود آنكه
( 44 ) .K , Pتفرقه بسيار و طبع سليمش
( 45 ) .K , Pقطب الاقطاب
( 46 ) .Kاو