تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
با وجود آن‌كه « « 6 » » طبع سليمش را چندين مشاغل شاغل بود اما ذهن مستقيمش مستجمع جميع فضايل مىنمود و ارادت قوى به حضرت عاليجاه « « 7 » » هدايت‌پناه مصراع
آشوبِ تُرك و شورِ عجم فتنهء عرب
امير عبد الله يمنى داشت و نظر قبول مير از خواجه احرار - نظم
آن‌كه ز حريتِ فقر آگه است * خواجه احرار عبيد الله است « « 8 » »
- بوده و ايشان نسبت ارادت به عالم عامل « « 9 » » و كامل مكمّل حضرت مولانا يعقوب چرخى داشته‌اند و ايشان مريد عاليحضرت قدوسى منزلت قطب الواصلين خواجه بهاء الحقّ و الحقيقة و الدنيا و الدّين « « 10 » » بوده‌اند . بيت
آن‌كه او را به وصف حاجت نيست * در خور وصف او عبارت نيست
بعد از شهادت يافتن حضرت خان شيبانى « « 11 » » ، ولايت ماورأ النهر از تصرّف سلاطين شيبانى بدر آمده « « 12 » » در سال نهصد و هفتده « « 13 » » به نفس نفيس خود امير مذكور به حضرت عبيد الله خان با سه هزار مرد مسلّح آمده و در نواحى بخارا به شصت هزار كس جنگ كرده و به مضمون كريمهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« « 14 » » بر خصم ظفر يافته و ملك ماورأ النهر را مفتوح گردانيده . و در سال نهصد و هيژده « « 15 » » غزات نجم « « 16 » » ستاره سوخته بد اختر واقع شده و كوكب طالع منحوسش « « 17 » » از اوج عزّت به حضيض مذلّت هبوط نموده و در آفتاب زوال و بال محترق گشته و درّهء وهّاج تاج ابتهاجش از رأس به ذنب منتقل گرديده است « « 18 » » . بيت
شد ز آتش محاربهء سنّيان پاك * نجم ستاره سوخته رافضى هلاك
ذالك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم « « 19 » » .
هامش
( 6 ) .Pاين‌كه ( 7 ) .P , Kبه عاليجاه ( 8 ) .Pبيت « آن‌كه . . . است » ندارد ( 9 ) .K , P« عامل » ندارد ( 10 ) . خواجه بهاء الدين ( 11 ) .Pحضرت شيبانى ( 12 ) .Pبرآمده ،Kبرآمده بود ( 13 ) .Pهفده ،K917 ( 14 ) . بقره ( 2 ) 249 ( 15 ) .Pهژده ،K918 ( 16 ) .Pعزّ انجم ( 17 ) .Pكوكب طالعش ( 18 ) .Pمنتقل گرديد ( 19 ) . حديد ( 57 ) 21 ،Pآيه را ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 17 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )