فهرست مثلها و مثلوارههاى فارسى
آنچه خوبان همى دارند تو تنها دارى / 253
از كوزه همان برون تراود كه در اوست / 103
اى بسا آرزو كه خاك شده / 52
ترسم نرسى به كعبه اى اعرابى / 233
در پاى تو ريزم من آنچه در دست من است / 281
در عفو لذتيست كه در انتقام نيست / 94 ، 104
دست همه را به چوب بسته / 88
ز كعبه تا سر كويت هزار فرسنگ است / 178
زهى تصوّر باطل ، زهى خيال محال / 231
سر در سر آن كنى كه در سر دارى / 309
كارد دستهء خود را نمىتواند بريدن / 302
كه كسى را مجال منع نبود / 102
گوييا مصلحت درين بوده / 133
نظر از قدم برداشتن / 3
نكو گوى اگر دير گويى ، چه غم / 237
هر عيب كه سلطان بپسندد ، هنر است ! / 45 ، 208