[ 120 ] ذكر « « 1 » » جميل زبدة المتبحرين و قدوة المتكلّمين مولانا غياث الدّين بحرآبادى « « 2 » »
از علماى اعلام بوده و بيشتر اوقات شريف را صرف علوم حقيقيّه مىنموده « « 3 » » . بين الأنام شهرت تمام داشت . سفينهء خاطر عاطرش از لآلى معانى نفيسه در لجّهء تبحّر بحرى بود پر از درّ « « 4 » » .
بيت
بحرى كه درو « « 5 » » هزار دُرّست نهان * دُرّى كه ازو هزار بحر آباد است
در حكميّات محكم ، و در فلسفيّات مسلّم است . طبع سليمش طلّاب را به حكمت هدايت مىنمود و ذهن مستقيمش در مطالعهء حكمت عين ، عين حكمت مىگشود « « 6 » » . و در اين باب « « 7 » » تصنيفات خوب « « 8 » » و تأليفات مرغوب « « 9 » » دارد و اثبات هيولى را در صورت خوب نظم كرده « « 10 » » :
نظم
آن هيولى كه شد خفى ذاتش * هشت آمد طريقِ اثباتش « « 11 » »
فصل بالفعل و اتّصال چنان * سيوم امكانِ نفس أمرى دان « « 12 » »
پنجمين فعل و انفعال بُوَد * ششمين وهم و انفصال بُوَد
هفتم امكان ذاتىِ فصل است * هشتم امكان ذاتىِ وصل است « « 13 » »
چار ازين مثبت است ثابت نه * دو از آن ثابت است مثبت نه
نيست ثابت نه « « 14 » » مثبتش هفتم * هست مانند هفتمين « « 15 » » هشتم
[ 120 ] :
هامش
( 1 ) . اين شرح حال درPبعد از شرح حال شيخ مؤيد مهنه ، آمده
( 2 ) .Pذكر جميل قدوة المتبحرين مولانا غياث الدين بحرآبادى
( 3 ) .Pاز علماى علام بود بيشتر اوقاتش را صرف علوم حقيقت مىنمود
( 4 ) .Pاز لآلى معانى تبحّر بحرى پر از درّ
( 5 ) .Pبحريست درو
( 6 ) .Pدر مطالعه حكمت عين حكمت بود
( 7 ) .P , Hو در حكمت
( 8 ) .P , Kنيكو
( 9 ) .Pدلجو
( 10 ) .P , Hدر صورت نيكو به نظم مودّى كرده
( 11 ) .Pادراكش
( 12 ) .Pنفس الأمرى دان
( 13 ) .Pهفتم امكان ذاتى و وصليست - هشتم امكان ذاتى و وصليست
( 14 ) .Pبه
( 15 ) .Pهفتمش