[ 11 ] ذكر جميل محمّد همايون پادشاه بن محمد بابر پادشاه بن سلطان عمر شيخ - نوّر الله تعالى مضجعهم « « 1 » »
ذات حميدهصفات آن پادشاه جمجاه انجم سپاه گردون بارگاه ، مستجمع اوصاف سنجيده و اخلاق پسنديده بود « « 2 » » و با وجود كثرت مشاغل جهانگيرى و جهانبانى « « 3 » » به تحصيل علوم و سخندانى شغل مىنموده « « 4 » » و تكلّم بديعش در فصاحت و بلاغت درجهء عليا داشته ، و منطق شيرينش به مضمون : « خير الكلام ما قلّ و دلّ » 28 در الفاظ قليل قصير « « 5 » » معانى كثير بيان مىكرده ، « « 6 » » و دقيقهاى فرو نمىگذاشته ، و اطناب در انشاء جايز نمىداشته « « 7 » » .
نظم
سخن را پايه گر اعجاز باشد * طرازِ خلعتش ايجاز باشد
و به جنسِ علوم نسبتش به نوعى بود « « 8 » » كه بنان بيان در اشاره به تعريف « « 9 » » آن عاجز است خاصّه در حكميّات « « 10 » » به رياضى ميل كلّى داشته ، پيوسته نقطهء اعتدال طبع معدّلش « « 11 » » در تحت معدّل النّهار مىبوده « « 12 » » و نظر تقويم مسيرش « « 13 » » سير منطقة البروج مىنموده « « 14 » » . ساحت سطح مستوى ذهن مستقيمش نه چنان محاطى است كه خطوط شعاعى بصر « « 15 » » عقل به احاطه از آن نشانى تواند نمود « « 16 » » و دايرهء عظيمهء طبع سليمش نه بدانسان محيطى است « « 17 » » كه كرهء افلاك از قطر او نقطهاى تواند بود .
بيت
مركزِ قصرِ جلال تو محيطى است چنان * كه بود نقطهاى از قطرِ وى اين نُه طارم
و هرچند در سطح اجسام طول « « 18 » » مديد و عرض بعيد پديد مىآمده ، فرس فراست در آن [ 11 ] :
هامش
( 1 ) .Pذكر جميل محمد همايون پادشاه غازى بن محمد بابر پادشاه غازىH+ گورگان
( 2 ) .P , Kذات پسنديدهء پادشاه جمجاه انجم سپاه مستجمع صفات سنجيده بوده .
( 3 ) .Pمشاغل جهانبانى
( 4 ) .Pو شغل به تحصيل علوم مىپرداخت
( 5 ) .Pالفظ قصيره
( 6 ) .Pمعانى كثيره ادا نموده .
( 7 ) .Kدر انشا نمىگذاشته
( 8 ) .Pبوده
( 9 ) .Pزبان بيان در تعريف
( 10 ) .Kاز كليّات
( 11 ) .Pاعتدال خط معتدلش
( 12 ) .Pمعدّل النهارى بود
( 13 ) .Pمنيرش
( 14 ) .Pمىنمود
( 15 ) .Kبصر + را
( 16 ) .Kخواهد نمود
( 17 ) .Kطبع سليمش به چنان محاطى است
( 18 ) .P« طول » ندارد