كيفيت مفرد آميخته بود ، و بر آهك و زرنيخ و كهربا و پيروزه و مرجان و هر سنگى « 1 » كه زرد « 2 » يا سبز باشد ، و بر روئينه « 3 » كه تباه باشد و بر هر چه آن را زده باشند و بر وى نقشى كرده « 4 » چون دينارود رم و فلوس و امثال آن ، و بر ماش و باقلى و كرويا و كشتهء خشك و هر درختى كه بوى قوى و تر « 5 » دارد ، و بر گياه و روح بودى و كلك و قلم و پنبهزار و زغبر « 6 » و كتب ، و هر نباتى كه بر ساق نايستد چون نبات خربزه و خيار امثال آن و بر هر غذا و دارو كه در برودت و رطوبت به هم نزديك باشند و گاه زيانكاره « 7 » باشد و گاه سودمند و پيوسته آن را به كار ندارند ، و بر جمله اشربه و مزه سودا و رگهاى جهنده و قوّت طبيعى و زهره و زبان به شركت ماه ، و آلت سخن گفتن و حس ذوق « 8 » و بر كودكان و برادران خردتر و از حيوانات استر و خر و سگان آموخته و روباه و خرگوش و شكال « 9 » و قاقم و هر جانورى كه تاريكى دوست دارد ، و بر جانور خاكى و آبى كه خرد « 10 » باشد و هر مرغى كه رنگش سياه باشد و كبوتر و چرخ و باز و مرغان آبى و سار .
نيكوقامت است ، گندمگونى است كه به سبزى آيد ، چهرهء با ملاحت دارد و پيشانى خرد و گوشهاى ستبر و ابروهاى نيكو و به هم پيوسته و بينى خوب ، و فراخدهان است و دندانهاى خرد دارد و تنكموى ، روى « 11 » و مويش باريك بود و نه جعد بود و نه فروهشته و قدمهايش « 12 » دراز بود ، تيز فهم و زيرك و آرميده و با حلم و وقار و رأفت و مهربانى و ظرافت « 13 » و لطافت باشد ، در كارها دورانديش بود و بر يك خوى « 14 » ثبات نكند ، گردنده [ ء ] اخلاق بود و مسرف در همه « 15 » كارها [ ى ] و حريص بر تحصيل
هامش
( 1 ) . م . شكى .
( 2 ) . م . سبز يا زرد .
( 3 ) . م . روينه .
( 4 ) . م . كرده ندارد .
( 5 ) . م . بين تر و دارد واژه باشد خط خورده و اضافه است .
( 6 ) . م . زعير ، ح و د . زغير .
( 7 ) . م . زيانكاره ندارد .
( 8 ) . ح . و د . روق .
( 9 ) . م . شغال .
( 10 ) . م . خورد .
( 11 ) . م . ى ندارد .
( 12 ) . م . قدمهاى او .
( 13 ) . ح و د . طرافت .
( 14 ) . ح . حوى .
( 15 ) . ح . و د . كاركارهاى .