لذتها ، سر خويش پوشيده دارد و دوست دارد كه بر اسرار مردمان مطلع گردد ، و بر تقدم و رياست و مهترى « 1 » و ذكر خوب و ستايش حريص بود .
جوانمرد بود ، حقوق مردمان نيك رعايت كند و از شر و فتنه و بدكردارى با پرهيز بود ، و عقوق دين و به طاعت خداى تعالى نيك قيام نمايد و از مكر و فريفتن و گربزى « 2 » و فتنه و كينه و بددلى و ترسيدن و از اضطراب « 3 » انديشه و غمز « 4 » و سعايت و دزدى « 5 » و بهتان نهادن و دروغ بربستن خالى نباشد .
انواع علوم و آداب نيكو آموزد و در آموزاند ، خاصه علوم الهى و توحيد و شرايع ، و ادمان « 6 » و حفظ نيكو دارد ، و بر وحى و الهام دلالت دارد .
شيرينسخن و فصيحزبان و زودبيان و خوشآواز و حافظ اخبار و تواريخ بود و مال تلف كند و به زيان آرد و از دشمنان نكبتها بيند و از ايشان ترسان باشد و در خدمت كارها سبك باشد و بر غلام و كنيزك خريدن « 7 » حريص بود و بسيار خرد .
دليل فتنههاى مناظر و ياران و دليران و اهل ديوان و خراج و كشتىگيرندگان و بندگان است ، و دليل تجارت و خريد و فروخت و شركتساختن و باريك بخش كردن « 8 » و علم مساحت و حساب نجوم « 9 » و كهانت و هندسه و علم هيئات آسمان و زمين و فلسفه و مناظره و شعر و تعليم و بلاغت و كتابت و صناعتهاى دقيق و حريص بودن بر تحصيل « 10 » كمال در هر نوعى و هر علمى و فروختن بردگان و كتابها و صحيفهها ( و ) و جيزهها « 11 » و منقش و درم و دينار و فلوس و شانهتراش « 12 » و حجامى است .
قمر سرد و تر است و ترى او بيش است . عفونتدهنده است و از
هامش
( 1 ) . ح . و د . مهمترى .
( 2 ) . متون . گريزى .
( 3 ) . م . از ندارد .
( 4 ) . ح . و م . عمر و سعايت ، د . عمر و سفايت .
( 5 ) . م . زردى .
( 6 ) . م . آرمان .
( 7 ) . در د . در بالاى سطر و با علامت ص .
( 8 ) . باريك بخش كردن .
( 9 ) . م . حساب و نجوم .
( 10 ) . د . پس از واژه تحصيل واژه بودن خط خورده را اضافه دارد .
( 11 ) . م . صحيفهها و چيزها ، ح و د . صحيفهها و جيزها .
( 12 ) . ح . و د . شانه براش ، م . شانه برأس .