گويد و از كار آخرت انديشهمند بود . اصحاب فتنه و شر و ارباب فسق و معاصى و فساد را قهر كند . مردمان را ضرر كند و نفع رساند « 1 » . ذليل كند و عزيز گرداند . با نزديكان خويش بدكارى عظيم كند چنان كه ايشان در رنج و محنت عظيم افتند و با كسانى كه از وى دور باشند نيكوئى كند بسيار چنان كه ايشان در آسايش و راحت افتند و نيكبخت شوند ، چون در شرف خويش باشد دليل « 2 » ملوك بود و چون در هبوط بود دليل كسانى بود كه از ملك از ايشان انتقال كرده بود .
چنان كه دليل ملوك است دليل مردمان بزرگ و محترم و رؤسا و مقدمان و سپهسالاران و سرهنگان و خداوندان راى نيكو و تدبير صايب و قاضيان و حاكمان و جماعت مردمان است .
زهره سرد و تر است و در هر دو به اعتدال و ترى از سردى بيش دارد ، سعد اصغر است ، انثى و ليلى .
دلالت دارد به روز آدينه ، و اقليم پنجم و اهل عراق و حجاز و بر هر شهرى كه بر جزيره يا در ميان بيشه باشد ، و بر زمينهاى نمناك و بسيار آب و راههائى كه در آن آبهاى بسيار بود و بر مواضع بلند ، و بر ملت « 3 » اسلام و عبادتخانهها [ ى ] « 4 » و بر سيلان و نرمى ، و چربى طعامهاى « 5 » خوشآينده ، و بر سپيدى كه نيك روشن و تابان بود و بر روشنهائيها و بر گندمگونى و سبزى ، و بر خوشتر و پاكيزهتر و لذيذ ( تر ) و خوبتر و نرمتر و ترترين چيزها ، و بر لوءلوء و زبرجد و جزع و پيرايهها ( ى ) مرصع به جواهر و بر خنورهاى « 6 » زرين و ارزيزين « 7 » و مسين و آهنين « 8 » و بر انجير و انگور و خرما و سعتر و حله « 9 » و شركتى دارد بر پنبه ، و دليل است بر جملهء حبوب و روغنها و
هامش
( 1 ) . در م . واژه كند بين نفع و رساند اضافه است و خط خورده .
( 2 ) . در ح . بين دليل و ملوك واژه كند اضافه است و خط خورده .
( 3 ) . م . ملتهاى اسلام .
( 4 ) . م . ى ندارد .
( 5 ) . م . ى ندارد .
( 6 ) . متون . حنودهاى .
( 7 ) . م . ارزينتر .
( 8 ) . د . بر اضافه دارد .
( 9 ) . متون . حليه .