دلالت دارد بر وزيران و مهتران و دبيران و اهل قلم و مردمان امين و اوساط مردمان ، مغنيان و رقاصان ، و بر مواضع نزهت و مواضعى كه زنان قرار گيرند ، و بر خرمنها و كشتها و هر زمينى كه در آن كشت كنند ، و بر درختان نو كاشته و بر همه آبهاى روان ، خاصه بر فرات ، دلالت دارد بر سيماب و خواربار و جمله حبوب و ترهها و تخمها چون زيره « 1 » و بادهان « 2 » و غير آن ، به زاغ سياه « 3 » و عكه و هزاردستان و بنجشك « 4 » و طوطى و ماران بزرگ و از شهرها بر اندلس « 5 » و شام و جزيره و جرامقه و دار الملك حبشه و صنعا و كوفه و آنچه از زمين فارس به حد كرمان پيوسته است و از سيستان « 6 » تا شهرهاى سند .
ميزان برج هوائى است گرم و تر و مذكر و نهارى و منقلب . دلالت دارد بر جنوب و مغرب « 7 » و بادهائى كه از آن جهت وزد « 8 » و بر پشت و هر دو سرين و ناف و فروسوى شكم و نشستگاه « 9 » و بر خون ، و سپيدى است كه به گندمگونى زند ، خداوند فكرت بسيار است و جوانمرد و با ادب و فرهنگ ، و كندخاطر و بددل و عامى طبع . شعر تواند گفت . در سرود گفتن و پاكوفتن دستى دارد . شهوانى است و حريص بر كار زنان و كودكان و دليل افساد و فاحشه زنان است . معتدل اعضا « 10 » [ ى ] خوبروى و نيكواندام « 11 » و سياهچشم و خوببينى است ، و بر گردن و ميان نشانها دارد . پايش به اندام معتدل بود و ميان فربهى و لاغرى و قوت و ضعف و درازى و كوتاهى . از اهل مراتب بزرگان و نديمان است . حكيم « 12 » و فلسفى و مهندس و بازرگان و خداوند نسك و عبادت و عدل و انصاف است « 13 » .
هامش
( 1 ) . د . ريزه .
( 2 ) . م . باديان . ( و ) در ح . و د . نشانه تلفظ محلى است .
( 3 ) . متون . زارع سياه . همه شواهد اين تصحيح را مجاز مىكند .
( 4 ) . در ح . و د . بىتلفظ م . گنجشك .
( 5 ) . متون . انديس .
( 6 ) . م . از شهرهاى سيستان . . .
( 7 ) . اين دلالت صحيح نيست ، و مغرب تنها صحيح است .
( 8 ) . م . و د . و ندارد .
( 9 ) . ح . و م . نشتگاه .
( 10 ) . در م . نيست .
( 11 ) . د . نيك .
( 12 ) . م و د . و ندارد .
( 13 ) . م . است ندارد .