خداوند طالع تحويلها چون در وتدى بود از اوتاد دليل گرانى بود و چون ساقط بود دليل ارزانى و اگر آن وتد طالع بود آن گرانى در اول سال بود و اگر در وتد عاشر بود گرانى در فصل دوم سال بود و اگر وتد سابع بود در فصل سوم سال بود و اگر در وتد رابع بود در فصل چهارم سال ، و در اين اوتاد و خداوندان آن اوتاد و ستارگان كه در اين « 1 » اوتاد باشند از سعود و نحوس و احوال آن ستارگان در قوت و ضعف نگاه بايد كرد اگر آن كواكب زايد السير باشند دليل زيادت گشتن نرخ بود و اگر ناقص السير باشد دليل نقصان پذيرفتن « 2 » نرخ « 3 » و اگر صاعد باشد دليل عزت بود و اگر هابط باشند دليل خوارى و هر كوكبى بر چيزى خاص دلالت دارند چنان كه ياد كرده شده است .
گوشيار ميگويد چون مشترى يا زهره را در طالع اجتماع و استقبال كه پيش از تحويلها بود نصيبى بود خداوند طالع نيكى از اين دو كه خداوند نصيب باشد ، پيوندد و خداوند چهارم از نحوس سلامتى دارد و خداوند دوم و خداوند طالع را سعادت مىدهد آن سال « 4 » يا آن فصل فراخى و ارزانى بود و معيشت مردمان آسان و اگر بر ضد بود حكم بر ضد آن بود . هر وقت كه ماه از اجتماع يا استقبال بازگردد ( و ) به زحل پيوندد و زحل بر فلك اوج يا بر فلك تدوير صاعد بود دليل گرانى نرخ آن چيزها بود كه مدلولات آن برج باشد كه زحل در وى است و اگر عطارد به زحل پيوسته بود آن دلالت زيادت گردد .
و احمد عبد الجليل ميگويد جوزهر راس در هر برجى كه بود دليل ارزانى آن چيز كند كه مدلول آن برج است و جوزهر ذنب دليل گرانى و چون زهره يا مشترى ( به ) برج حمل تحويل كنند حال گوسفندان نيكو بود
هامش
( 1 ) . م . درين .
( 2 ) . م . نخست زيادت گشتن نوشته و سپس خط زده و در حاشيه نقصان پذيرفتن نوشته .
( 3 ) . م . نرخ بود و . . .
( 4 ) . در م و ح با .