زحل دليل بر خاشاك داروها و بر هر چيزى كه سياه بود . به قول احمد عبد الجليل بر زمينها و آبها و مشترى بر گندم و جو و كرمخ « 1 » و جملهء حبوبها كه بخورند و بر شيرينها « 2 » و پنبه و به قول احمد عبد الجليل بر جواهر نفيس و بر زر و سيم ، و زهره را نيز بر همين مدلولات مشترى دلالت باشد و نيز بر نقده و پيرايه و عطر و كنيزك بنده و بر جامههاى فاخر و طعامهاى خوش و خوب و شيرين ، و مريخ دلالت دارد بر جمله حبوبى كه در آن ترى باشد چون خردل و پلپل و امثال آن و بر آهن و سلاح ، و عطارد دلالت دارد و بر زر و چيزهاى منقش و رنگين كه نيك سبز رنگ نباشد و بر آلتهاى كتابت و صيد [ نه ] .
دلالت ماه به دلالت زهره نزديك است و دلالت آفتاب به دلالت عطارد . احمد عبد الجليل ميگويد : آفتاب دليل زر بود ، حال عزت و گرانى و خوارى و ارزانى اين چيزها از اين كواكب دانند . هر كوكب كه قوىحال باشد به قوت ذاتى و عرضى چنان كه پيش از اين ياد كرده شده است . آن چيز كه مدلول آن كواكب « 3 » است عزيز شود و نرخش گران گردد و هر كدام كه ضعيفحال بود و در صورت طالع و در موضع بد افتاده بود آنچه مدلول وى است خوار و ارزان شود .
احمد عبد الجليل ميگويد در خانه دوم طالع اجتماع و استقبال كه پيش از تحويلها بود نگاه كنيم اگر در وى نحسى بود دليل گرانى و اندكى آن برج باشد كه نحس در وى است بر وى دلالت دارد ، و اگر در وى سعدى بود دليل فراخى و بسيارى و ارزانى آن چيز بود ، و زحل در طالع تحويلها « 4 » چون قوىحال بود و در وسط آسما « 5 » ( ن ) افتد دليل تنگى و سختى معيشت مردمان بود . اگر بجاى زحل مشترى يا زهره بود دليل نيكوئى حال معيشت [ حال ] و ارزانى بود .
هامش
( 1 ) . م . كرچك .
( 2 ) . د . شيرينيها .
( 3 ) . م . كوكب .
( 4 ) . م . تحويلهاى .
( 5 ) . در متن اسما ممكن است وسط السماء بوده باشد .