انواعها « 1 » بيازمايد « 2 » . تا روزى به وقت گرمگاه ناگاه « 3 » به وثاق عباس رفت « 4 » تا ببيند « 5 » كه « 6 » در چه كارست . چون به در خاص خانهء « 7 » او رسيد « 8 » عباس با وكيل « 9 » خود مىگفت كه : بر در كرخ ترهء نيكو ديدهام « 10 » دىروز ، چون « 11 » از نماز آدينه بازمىگشتم « 12 » به فلان موضع برو و نيم درم بده و تره « 13 » بياور ، و نمىدانست كه امير المؤمنين « 14 » بر درست و اين سخن « 15 » استماع مىكند « 16 » . پس امير المؤمنين « 17 » به نزديك او درآمد و گفت : اى پسر آنچه گفتى « 18 » با وكيل خود چه بود « 19 » و تو نيم درم « 20 » چه شناسى « 21 » ! و گمان من « 22 » بر تو هرگز « 23 » اين نبود ؟ بخداى كه تو بدين همت هرگز سود نكنى . پس « 24 » بدين سبب او را از ولايت عهد معزول گردانيد « 25 » و آن خساست و دنائت « 26 » سبب عزل او شد .
حكايت ( 2 ) محمد سعيد نيشابورى روايت مىكند « 27 » از استاد خود « 28 »
هامش
( 1 ) - مج : به انواع ، بنياد : با نوعهاى
( 2 ) - مج : مىآزمود
( 3 ) - مپ 2 - ناگاه
( 4 ) - مج : آمد
( 5 ) - متن و بنياد : امتحانى كند ، مج : امتحان كند
( 6 ) - مج + او
( 7 ) - بنياد : خانه خاص ، مپ 2 - به خانه خاص در
( 8 ) - مپ 2 : برفت
( 9 ) - متن و مج + خاص ، بنياد :
به وكيل
( 10 ) - مج : ديدم
( 11 ) - مج : كه
( 12 ) - مپ 2 :
مىآمدم
( 13 ) - مج + بخر
( 14 ) - مپ 2 : او ، بنياد : امير
( 15 ) - مپ 2 - سخن ، مج - اين سخن
( 16 ) - مپ 2 : مىشنود
( 17 ) - مپ 2 : مأمون ، بنياد : امير
( 18 ) - مپ 2 : چه مىگفتى
( 19 ) - مپ 2 - چه بود
( 20 ) - مج + را
( 21 ) - مپ 2 + هرگز
( 22 ) - مج + هرگز
( 23 ) - مپ 2 و مج - هرگز
( 24 ) - بنياد - پس
( 25 ) - بنياد : گرداند
( 26 ) - بنياد + ذات
( 27 ) - مپ 2 : حكايت كرد
( 28 ) - مج : استادان