رسول الله ، ما با عمر بيعت نمىكنيم بيعت با تو مىكنيم . » مصطفى عليه السلام كراهيت داشت كه دست بر دست ايشان نهادى ، طاسى پرآب كرد و پيش خود بنهاد . آنگاه اين آيه برخواند كه « بيعت كنيد بر آنكه شرك نياريد » هند گفت : « اگر آنچه پيش ازين كرديم خداى بيامرزد ، بعد ازين شرك نياريم و جز اسلام نورزيم » . گفت : « دزدى مكنيد » . هند گفت : « زن در خانه بود دزدى چگونه كند ! و ليكن ابو سفيان مردى بخيلست و آنچه مرا دهد فرزندان او را كفايت نبود . » مصطفى عليه السلام گفت « روا بود به قدر كفايت و حاجت خود بردارى از مال او بىاجازت او » . ديگر فرمود : « و لا يزنين » زنا نكنيد . هند گفت : « زن آزاده زنا نكند . نه همانا كه از حراير اين خيانت در وجود آيد . » « و لا يقتلن اولادهن » گفت : « فرزندان خود را نكشيد » . هند گفت : « ما خردشان بپرورديم تو بزرگشان بكشتى . » ، « و لا ياتين ببهتان » فرزند زنا را [ بر ] شويان خود مبنديد . » گفت : « اين چيز زشت است و هيچ زن عاقل اين نكند » . « و در من عصيان نياريد » .
هند گفت : « اگر ما عصيان تو خواستمى خود بنزديك تو نيامدى » . چون برين جمله بيعت كردند مصطفى عليه السلام دست در آن طاس آب بزد و هند و جمله زنان در آن آب زدند و بيعت محكم شد ، و ياران را از فصاحت هند و عقل او عجب آمد .
حكايت ( 4 ) آوردهاند كه هند مادر معاويه بود دختر عتبة بن ربيعه بود و چون به حد بلوغ رسيد و در جمال و آهستگى از اقران خود درگذشت جماعتى او را خطبه كردند پدرش كه عتبه بود بنزديك دختر آمد و گفت ترا دو كس خواستگارى مىكنند يكى زهرست و ديگرى شير تو كدام را اختيار مىكنى تا ترا بوى دهم هند گفت آنچه بخورم نزد من بهتر از آنست كه بخورند . پدرش از زهر بو سفيان را مىخواست و از شير سهيل عمرو را چون از دختر آن بشنود دليل گرفت بر همت او و او را ببو سفيان داد « * » .
تكمله
ص 357 - س 4 شاهت الوجوه - ( روىها زشت شد ) ، قبح منظر و كراهت روى مشتق از شوه و شوهه به معنى قبح و زشتى نيز در قرآن كريم سوره الملك آيه 27 سيئت الوجوه آمده است و محتمل است كه صورت متن و ساير نسخ تصحيف اين آيت باشد
ص 380 - يغفر ما دون ذلك لمن يشاء . يغفر لمن يشاء ( آل عمران / 39 . مائده / 20 و 39 الفتح / 14 )
هامش
( * ) حكايات اضافى مقابله و تصحيح نشده است .
توضيح : تعليقات اين كتاب توسط هر دو مصحح فراهم آمده است .