مرا از مصاهرت تو ننگ مى « 1 » آيد دختر « 2 » به غلام تو چگونه دهم ! ابو حبيب ازو بغايت برنجيد و او را ناسزا گفت « 3 » ، و ميان مظفر « 4 » و ابو حبيب « 5 » منازعتى « 6 » پديد آمد « 7 » و مظفر مر « 8 » ابو « 9 » حبيب را در ديوان سعايت كرد و گفت : دويست و هشتاد هزار دينار « 10 » سرخ به ناحق « 11 » از مال سلطان برداشته است . ابو حبيب گفت : اين « 12 » رفع « 13 » دروغ است و ثابت نتوان كرد « 14 » ، و لكن من اين مال « 15 » به خزانهء سلطان « 16 » مىرسانم « 17 » به شرطى كه « 18 » مظفر را به من دهد « 19 » ، و سلطان « 20 » از مظفر به سبب ظلم و تعدى « 21 » رنجيده بود « 22 » ، او را به ابو حبيب « 23 » داد و ابو حبيب « 23 » با او مدارا مىكرد تا « 24 » مگر به رضا دختر را « 25 » بدهد . مظفر به رضا پيش نيامد « 26 » ، و ابو حبيب او را در « 27 » قلعهء « 28 » ناى « 29 » حبس كرد « 30 » و شبى مست
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 - مى
( 2 ) - مج + خود
( 3 ) - مپ 2 - ابو حبيب ازو . . . ناسزا گفت ، بنياد - و گفت مرا از مصاهرات تو . . . او را ناسزا گفت
( 4 ) - مج - ابو حبيب ازو بغايت . . . گفت و ميان مظفر
( 5 ) - مج + را
( 6 ) - بنياد : نزاعى
( 7 ) - بنياد : بهم رسيد
( 8 ) - بنياد - مر
( 9 ) - مج - ابو
( 10 ) - بنياد + زر
( 11 ) - مج - سرخ به ناحق
( 12 ) - مج : آن
( 13 ) - بنياد : حرف
( 14 ) - متن و بنياد : داشت
( 15 ) - مپ 2 + را ، بنياد + من
( 16 ) - بنياد - سلطان
( 17 ) - متن :
برسانم ، مپ 2 و مج : رسانم
( 18 ) - بنياد + سلطان
( 19 ) - مپ 2 و مج :
دهند
( 20 ) - مج + چون
( 21 ) - مپ 2 - به سبب ظلم و تعدى ، بنياد + بغايت
( 22 ) - متن و مپ 2 + و
( 23 ) - مج : بو حبيب
( 24 ) - مج :
كه
( 25 ) - مپ 2 : دختر را به رضا
( 26 ) - متن و بنياد - مظفر به رضا پيش نيامد ، مپ 2 : و نمىداد
( 27 ) - مپ 2 - و ابو حبيب او را در
( 28 ) - متن و مج : حلقه ، مپ 2 : و حلقه + در حبس در ، بنياد : زنجير ، تصحيح متن قياسى است
( 29 ) - مپ 2 : پاى ، بنياد - ناى
( 30 ) - مپ 2 : او كرد ، بنياد كرده بود